گفته میشود شاهزاده سعودی در تماسهای اخیر خود، ترامپ را به ادامه جنگ با ایران ترغیب کرده است.
به گفته افرادی که مقامات آمریکایی در جریان مکالمات آنها قرار گرفتهاند، شاهزاده محمد بن سلمان، رهبر بالفعل عربستان سعودی، رئیس جمهور ترامپ را برای ادامه جنگ علیه ایران تحت فشار قرار داده است و استدلال میکند که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل «فرصتی تاریخی» برای بازسازی خاورمیانه فراهم میکند .
افراد آگاه به این مکالمات گفتند، شاهزاده محمد در یک سری مکالمات طی هفته گذشته به آقای ترامپ این پیام را رسانده است که او باید برای نابودی دولت تندرو ایران تلاش کند.
افراد آگاه از این مباحث گفتند، شاهزاده محمد استدلال کرده است که ایران تهدیدی بلندمدت برای خلیج فارس است که تنها با سرنگونی دولت میتوان آن را از بین برد.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز ایران را یک تهدید بلندمدت میداند، اما تحلیلگران میگویند مقامات اسرائیلی احتمالاً یک دولت شکستخورده ایرانی را که بیش از حد درگیر آشفتگی داخلی است و نمیتواند اسرائیل را تهدید کند، یک پیروزی میدانند، در حالی که عربستان سعودی یک دولت شکستخورده در ایران را یک تهدید امنیتی جدی و مستقیم میداند.
اما مقامات ارشد در دولتهای عربستان سعودی و آمریکا نگرانند که اگر این درگیری ادامه یابد، ایران میتواند حملات تنبیهی بیشتری به تأسیسات نفتی عربستان سعودی انجام دهد و ایالات متحده در یک جنگ بیپایان گرفتار شود.
آقای ترامپ در ملاء عام، بین اظهار نظر در مورد پایان قریبالوقوع جنگ و اعلام تشدید آن، به شدت در نوسان بوده است. روز دوشنبه، رئیس جمهور در رسانههای اجتماعی اعلام کرد که دولت او و ایران «گفتگوهای سازندهای در مورد حل و فصل کامل و جامع خصومتهای ما» داشتهاند، اگرچه ایران این ایده را که مذاکرات در حال انجام است، رد کرد.
پیامدهای جنگ برای اقتصاد و امنیت ملی عربستان سعودی بسیار زیاد است. حملات پهپادی و موشکی ایران که در پاسخ به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام شد، در حال حاضر اختلالات بزرگی در بازار نفت ایجاد کرده است.
مقامات سعودی این ایده را که شاهزاده محمد برای طولانیتر کردن جنگ تلاش کرده است، رد کردند.
دولت عربستان سعودی در بیانیهای اعلام کرد: «پادشاهی عربستان سعودی همواره از راهحل مسالمتآمیز برای این درگیری، حتی قبل از شروع آن، حمایت کرده است.» وی خاطرنشان کرد که مقامات «با دولت ترامپ در تماس نزدیک هستند و تعهد ما بدون تغییر باقی میماند.»
دولت افزود: «دغدغه اصلی ما امروز دفاع از خود در برابر حملات روزانه به مردم و زیرساختهای غیرنظامیمان است. ایران به جای راهحلهای جدی دیپلماتیک، رویکرد خطرناک و مخاطرهآمیز را انتخاب کرده است. این به همه طرفهای ذینفع آسیب میرساند، اما به خود ایران آسیب بیشتری میرساند.»
به گفته منابع آگاه، آقای ترامپ گاهی اوقات به نظر میرسید که مایل به پایان دادن به جنگ است، اما شاهزاده محمد استدلال کرده است که این یک اشتباه خواهد بود و برای تضعیف دولت تهران، حملاتی را علیه زیرساختهای انرژی ایران اعمال کرده است.
این مقاله بر اساس مصاحبه با افرادی است که با مقامات آمریکایی گفتگو داشتهاند و به دلیل ماهیت حساس مذاکرات آقای ترامپ با رهبران جهان، به شرط ناشناس ماندن، این گفتگوها را شرح دادهاند. نیویورک تایمز با افرادی با دیدگاههای متنوع در مورد عقلانیت ادامه جنگ و نقش شاهزاده محمد در مشاوره به آقای ترامپ مصاحبه کرده است.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که دولت «درباره مکالمات خصوصی رئیس جمهور اظهار نظر نمیکند».
شاهزاده محمد، یک عضو خانواده سلطنتی اقتدارگرا که سرکوب مداوم مخالفان را رهبری کرده است، مورد احترام آقای ترامپ است و پیش از این بر تصمیمگیریهای رئیس جمهور تأثیر گذاشته است . به گفته افرادی که توسط مقامات آمریکایی توجیه شدهاند، شاهزاده محمد استدلال کرده است که ایالات متحده باید اعزام نیرو به ایران را برای تصرف زیرساختهای انرژی و برکناری دولت از قدرت در نظر بگیرد.
در روزهای اخیر، آقای ترامپ به طور جدیتری به عملیات نظامی برای تصرف جزیره خارک، مرکز زیرساختهای نفتی ایران، پرداخته است. چنین عملیاتی، چه با نیروهای هوابرد ارتش و چه با حمله آبی-خاکی تفنگداران دریایی، بسیار خطرناک خواهد بود.
اما به گفته افرادی که مقامات آمریکایی به آنها گزارش دادهاند، شاهزاده محمد در گفتگوهای خود با آقای ترامپ از عملیات زمینی حمایت کرده است.
دیدگاههای سعودیها در مورد جنگ، به همان اندازه که تحت تأثیر عوامل سیاسی است، تحت تأثیر عوامل اقتصادی نیز قرار دارد. از زمان آغاز جنگ، حملات تلافیجویانه ایران تا حد زیادی تنگه هرمز را مسدود کرده و صنعت انرژی منطقه را با مشکل مواجه کرده است. بخش عمدهای از نفت عربستان، امارات و کویت برای رسیدن به بازارهای بینالمللی باید از این تنگه عبور کند.
در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لولهای برای دور زدن تنگه ساختهاند، آن مسیرهای جایگزین نیز مورد حمله قرار گرفتهاند.
تحلیلگرانی که با طرز فکر دولت عربستان سعودی آشنا هستند میگویند اگرچه شاهزاده محمد احتمالاً ترجیح داده از جنگ اجتناب کند، اما نگران است که اگر آقای ترامپ اکنون عقبنشینی کند، عربستان سعودی و بقیه خاورمیانه به حال خود رها شوند تا به تنهایی با ایرانی جسور و خشمگین مقابله کنند.
آنها میگویند از این دیدگاه، یک حمله نیمهتمام، عربستان سعودی را در معرض حملات مکرر ایران قرار میدهد. چنین سناریویی همچنین میتواند به ایران این قدرت را بدهد که به صورت دورهای تنگه هرمز را ببندد.
یاسمین فاروق، مدیر پروژه خلیج فارس و شبه جزیره عربستان در گروه بینالمللی بحران، گفت: «مقامات سعودی قطعاً میخواهند جنگ پایان یابد، اما چگونگی پایان آن مهم است.»
حملهای که در سال ۲۰۱۹ با حمایت ایران به تأسیسات نفتی عربستان سعودی انجام شد و برای مدت کوتاهی نیمی از تولید نفت این پادشاهی را متوقف کرد، شاهزاده را به تجدیدنظر در رویکرد خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی سوق داد.
مقامات سعودی بعداً به دنبال تنشزدایی دیپلماتیک بودند و در سال ۲۰۲۳ روابط خود را با ایران از سر گرفتند، تا حدودی به این دلیل که متوجه شدند اتحاد کشورشان با ایالات متحده تنها محافظت جزئی در برابر ایران ارائه میدهد.
سایر کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، نیز در چند سال گذشته به دلایل مشابه، روابط گرمتری با ایران برقرار کردهاند.
مقامات کشورهای خلیج فارس گفتهاند که پس از تصمیم آقای ترامپ برای جنگ، برخلاف توصیه چندین دولت خلیج فارس، ایران با شلیک هزاران موشک و پهپاد به کشورهای منطقه پاسخ داد و تلاشهای آنها برای جذب ایران به جمع خود را خنثی کرد.
شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، هفته گذشته به خبرنگاران گفت: «آن اندک اعتمادی که قبلاً وجود داشت، کاملاً از بین رفته است.»
عربستان سعودی ذخایر بزرگی از رهگیرهای پاتریوت دارد که از آنها برای محافظت از خود در برابر حملات ایران که بر میادین نفتی، پالایشگاهها و شهرهایش باریده است، استفاده میکند.
اما در سطح جهانی، موشکهای رهگیر کمیاب هستند. حملات پهپادی و موشکی در عربستان سعودی پیش از این به یک پالایشگاه و سفارت آمریکا اصابت کرده است، در حالی که قطعاتی از پرتابههای رهگیری شده، دو کارگر مهاجر بنگلادشی را کشته و بیش از دوازده نفر دیگر از ساکنان خارجی را زخمی کرده است.
از آغاز جنگ، آقای نتانیاهو برای عملیات نظامی که میتواند منجر به فروپاشی دولت ایران شود، تلاش کرده است. مقامات آمریکایی بر تضعیف قابلیتهای موشکی و دریایی این کشور تمرکز کردهاند و نسبت به اینکه بتوان دولت تندرو در ایران را از قدرت کنار زد، تردید بیشتری داشتهاند.
اگرچه حملات اسرائیل تعداد زیادی از رهبران را کشته است، اما دولت تندرو همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد.
تحلیلگران میگویند مقامات سعودی مدتهاست که نگرانی خود را ابراز کردهاند که یک دولت شکستخورده در ایران تهدیدی جدی برای آنها محسوب میشود. آنها بیم دارند که حتی اگر دولت ایران سقوط کند، عناصری از ارتش - یا شبهنظامیانی که میتوانند در خلأ قدرت ظهور کنند - به حمله به پادشاهی ادامه دهند و احتمالاً بر اهداف نفتی تمرکز خواهند کرد.
برخی از تحلیلگران اطلاعاتی دولتی به دیگر مقامات گفته اند که به نظر آنها شاهزاده محمد این جنگ را فرصتی برای خود می داند تا نفوذ عربستان سعودی را در سراسر خاورمیانه افزایش دهد و معتقد است که عربستان سعودی حتی در صورت ادامه جنگ نیز می تواند از خود محافظت کند.
اگرچه عربستان سعودی نسبت به سایر کشورهای خلیج فارس در موقعیت بهتری برای عبور از بسته شدن تنگه هرمز قرار دارد، اما اگر این آبراه به زودی بازگشایی نشود، میتواند با پیامدهای ناگواری روبرو شود.
حتی پیش از شروع جنگ، شاهزاده محمد با نزدیک شدن به ضربالاجل ۲۰۳۰ که برای خود تعیین کرده بود تا عربستان سعودی را به یک قطب تجاری جهانی تبدیل کند، با چالشهای مالی جدی روبرو بود. دولت او پیشبینی میکند که برای چندین سال آینده کسری بودجه داشته باشد، زیرا پروژههای عظیم و بلندپروازانه و سرمایهگذاریهای گسترده در هوش مصنوعی، منابع محدود کشور را تحت فشار قرار میدهد .
یک جنگ طولانی مدت با ایران همه اینها را در معرض خطر قرار خواهد داد. موفقیت شاهزاده به ایجاد محیطی امن برای سرمایه گذاران و گردشگران بستگی دارد.
شاهزاده فیصل، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، هفته گذشته در پاسخ به این سوال که آیا دولت عربستان سعودی پایان فوری جنگ را ترجیح میدهد یا درگیری طولانیتری که در آن قابلیتهای ایران تضعیف شود، به خبرنگاران گفت تنها چیزی که مقامات به آن اهمیت میدهند، توقف حملات ایران به عربستان سعودی و کشورهای همسایه است.
شاهزاده فیصل گفت: «ما از هر اهرمی که در اختیار داریم - سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و سایر ابزارها - برای توقف این حملات استفاده خواهیم کرد.»
ویویان نریم در ریاض، عربستان سعودی، و دیوید ای. سانگر در واشنگتن گزارش ارائه کردند.
جولیان ای. بارنز، بیش از دو دهه است که در مورد مسائل امنیتی مینویسد. او در روزنامه تایمز، درباره آژانسهای اطلاعاتی ایالات متحده و مسائل امنیت بینالمللی مطلب مینویسد.
تایلر پیجر خبرنگار کاخ سفید برای روزنامه تایمز است که اخبار مربوط به رئیس جمهور ترامپ و دولت او را پوشش میدهد.
اریک اشمیت خبرنگار امنیت ملی روزنامه تایمز است. او بیش از سه دهه در مورد امور نظامی ایالات متحده و مبارزه با تروریسم گزارش داده است.
بمب ساعتی عربستان / تحلیل - وهابیت
مصاحبه با علی الاحمد
، ۹ نوامبر ۲۰۰۱
از آغاز تحقیقات ایالات متحده در مورد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، این سوال که آیا دولت عربستان سعودی ممکن است در این پرونده دست داشته باشد یا خیر، مطرح بوده است.
افبیآی، پس از گستردهترین تحقیقات جنایی در تاریخ خود، به این نتیجه رسید که یک مقام رده پایین سعودی که به دو هواپیماربای اول در کالیفرنیا کمک کرده بود، بهطور اتفاقی با آنها ملاقات کرده و ناخواسته به آنها کمک کرده است. سازمان سیا اعلام کرد که هیچ مدرکی دال بر نقش سطح بالاتر عربستان سعودی ندیده است. کمیسیون دو حزبی یازده سپتامبر این یافتهها را پذیرفت. یک تیم کوچک افبیآی به بررسی بیشتر این سوال ادامه داد و اطلاعاتی را ارائه داد که در مورد برخی از این نتیجهگیریها تردید ایجاد کرد.
اما اکنون، ۲۳ سال پس از حملات، شواهد جدیدی پدیدار شده است که قویتر از همیشه نشان میدهد حداقل دو مقام سعودی عمداً به اولین هواپیماربایان القاعده هنگام ورود به ایالات متحده در ژانویه ۲۰۰۰ کمک کردهاند.
اینکه آیا سعودیها میدانستند این مردان تروریست هستند یا خیر، هنوز مشخص نیست. اما اطلاعات جدید نشان میدهد که هر دو مقام با چهرههای سعودی و مذهبی دیگری که با القاعده و سایر گروههای افراطی ارتباط داشتند، همکاری میکردند.
بیشتر شواهد در یک دادخواست فدرال طولانی مدت علیه دولت عربستان سعودی توسط بازماندگان حملات و بستگان کشته شدگان جمع آوری شده است. این دادخواست به لحظه حساسی رسیده است، زیرا یک قاضی در نیویورک آماده می شود تا در مورد درخواست عربستان سعودی برای رد این پرونده رأی دهد.
با این حال، اطلاعات ارائه شده در پرونده شاکیان - که شامل ویدیوها، سوابق تلفنی و سایر اسنادی است که بلافاصله پس از حملات جمعآوری شدند اما هرگز با محققان کلیدی به اشتراک گذاشته نشدند - از همین حالا، ارزیابی مجدد اساسی از احتمال ارتباط دولت عربستان سعودی با هواپیماربایان را ضروری میسازد.
پروندههای دادگاه همچنین این سوال را مطرح میکند که آیا افبیآی و سیا، که بارها اهمیت ارتباط عربستان سعودی با هواپیماربایان را رد کردهاند، شواهد مربوط به همدستی احتمالی پادشاهی عربستان در حملاتی که منجر به کشته شدن ۲۹۷۷ نفر و زخمی شدن هزاران نفر دیگر شد را به درستی مدیریت نکرده یا عمداً کماهمیت جلوه دادهاند یا خیر.
دنیل گونزالس، مامور بازنشسته افبیآی که تقریباً ۱۵ سال ارتباطات سعودیها را پیگیری میکرد، پرسید: «چرا این اطلاعات الان منتشر میشود؟ ما باید همه اینها را سه یا چهار هفته پس از ۱۱ سپتامبر میداشتیم.»
مقامات سعودی مدتهاست هرگونه دخالت در این توطئه را رد میکنند و تأکید دارند که آنها مدتها قبل از سال ۲۰۰۱ با القاعده در جنگ بودهاند.
آنها همچنین به ارزیابیهای قبلی ایالات متحده، به ویژه خلاصه یک صفحهای گزارش مشترک افبیآی و سیا که در سال ۲۰۰۵ توسط دولت بوش منتشر شد، تکیه کردهاند. در آن خلاصه آمده است که هیچ مدرکی مبنی بر اینکه «دولت عربستان یا اعضای خانواده سلطنتی عربستان آگاهانه از این حملات حمایت کردهاند» وجود ندارد.
صفحاتی از این گزارش که در سال ۲۰۲۲ از حالت طبقهبندی خارج شدند، نقش عربستان سعودی را مورد انتقاد بیشتری قرار میدهند و به تشریح بودجه گسترده عربستان سعودی برای خیریههای اسلامی مرتبط با القاعده و بیمیلی مقامات ارشد سعودی برای همکاری با تلاشهای ضد تروریسم ایالات متحده میپردازند.
روایت شاکیان هنوز شکافهای قابل توجهی در داستان چگونگی فرار دو عامل شناختهشده القاعده، نواف الحازمی و خالد المحضار، از نظارت سیا در خارج از کشور، پرواز با نام خود به لسآنجلس و سپس - با وجود اینکه انگلیسی صحبت نمیکردند و ظاهراً کسی را نمیشناختند - در جنوب کالیفرنیا مستقر شدند تا مقدمات حملات را آغاز کنند، باقی میگذارد.
با این حال، این دادخواست لایههایی از تناقضات و فریبکاری در تصویر دولت سعودی از عمر البیومی، دانشجوی میانسال سعودی در سن دیگو که چهره اصلی شبکه حمایت از هواپیماربایان بود، را آشکار کرده است.
تقریباً بلافاصله پس از حملات یازده سپتامبر، مأموران افبیآی بیومی را به عنوان کسی که به دو جوان سعودی در اجاره آپارتمان، افتتاح حساب بانکی و رسیدگی به سایر نیازها کمک کرده بود، شناسایی کردند. بیومی که در آن زمان ۴۲ ساله بود، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در بیرمنگام انگلستان، جایی که برای ادامه تحصیل در رشته بازرگانی به آنجا نقل مکان کرده بود، دستگیر شد. بازرسان تروریسم اسکاتلند یارد به مدت یک هفته در لندن از او بازجویی کردند، در حالی که دو مأمور افبیآی جلسات را زیر نظر داشتند.
بیومی از همان ابتدا، طبق متنهای تازه منتشر شده از بازجوییها، ریاکاری کرد. او گفت که به سختی دو عامل القاعده را به یاد میآورد، زیرا پس از مراجعه به کنسولگری عربستان برای تمدید گذرنامهاش، به طور اتفاقی در یک کافه حلال در حومه لسآنجلس، کالور سیتی، با آنها ملاقات کرده بود. شواهد نشان میدهد که او در واقع گذرنامه خود را یک روز قبل از مواجهه در کافه تمدید کرده است، که یکی از نشانههای متعدد برنامهریزی شده بودن ملاقات او با هواپیماربایان است.
پس از فشار دیپلماتهای سعودی، بیومی بدون هیچ اتهامی توسط مقامات بریتانیایی آزاد شد. مقامات آمریکایی تلاشی برای استرداد او نکردند.
دو سال بعد، در عربستان سعودی، بیومی برای مصاحبه با افبیآی و کمیسیون یازده سپتامبر که تحت نظارت مقامات اطلاعاتی عربستان سعودی بودند، حاضر شد. او بار دیگر اصرار داشت که فقط از هواپیماربایان استقبال کرده است. او گفت که از نقشههای آنها چیزی نمیدانسته و با جهاد خشونتآمیز مخالف بوده است.
گونزالس و دیگر مأموران افبیآی مشکوک بودند. اگرچه ظاهراً بیومی دانشجو بود، اما تقریباً هیچ درسی نخوانده بود. او در تأسیس یک مسجد با بودجه عربستان سعودی در سن دیگو و توزیع پول در جامعه مسلمانان بسیار فعالتر بود. (دولت عربستان سعودی مخفیانه از طریق یک شرکت خدمات هوانوردی در هوستون به او پول پرداخت میکرد.)
مقامات افبیآی در واشنگتن، تصویر سعودی از بیومی را به عنوان یک حسابدار دولتی مهربان و تا حدودی دست و پا چلفتی که سعی در بهبود مهارتهای خود دارد، و به عنوان یک مسلمان معتقد اما میانهرو - و نه یک جاسوس - پذیرفتند. ژاکلین مگوایر، مامور ارشد تیم افبیآی که او را بررسی میکرد، به کمیسیون 11 سپتامبر گفت که «تمام نشانهها» حاکی از آن است که ارتباط بیومی با هواپیماربایان نتیجه «یک برخورد تصادفی» در کافه بوده است.
کمیسیون یازده سپتامبر این ارزیابی را پذیرفت. بازرسان کمیسیون به رفتار «مهربان و اجتماعی» بیومی در مصاحبهها اشاره کردند و او را «نامحتملترین نامزد برای همکاری مخفیانه با افراطگرایان اسلامگرا» خواندند. این هیئت «هیچ مدرک معتبری مبنی بر اعتقاد او به افراطگرایی خشونتآمیز یا کمک آگاهانه به گروههای افراطی» پیدا نکرد.
اما در سال ۲۰۱۷، افبیآی به این نتیجه رسید که بیومی در واقع یک جاسوس سعودی بوده است - اگرچه این یافته را تا سال ۲۰۲۲، پس از آنکه رئیس جمهور جو بایدن به آژانسها دستور داد اسناد بیشتری از پروندههای ۱۱ سپتامبر را از طبقهبندی خارج کنند، مخفی نگه داشت.

اینکه دقیقاً بیومی برای چه کسی در دولت عربستان سعودی کار میکرد، هنوز مشخص نیست. گزارشهای افبیآی او را به عنوان یک «همکار» یا مأمور پاره وقت سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی توصیف میکنند، اما میگویند که او به شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر قدرتمند سابق پادشاهی در واشنگتن، گزارش میداد. (وکلای دولت عربستان سعودی همچنان انکارهای قبلی بیومی مبنی بر اینکه او هرگز «ماموریت» برای اطلاعات عربستان داشته است را تکرار کردهاند.)
لایه دیگری از هویت پنهان بیومی از اسناد، نوارهای ویدیویی و سایر مدارکی که در زمان دستگیری او در انگلستان از خانه و دفترش ضبط شده بود، آشکار شده است. شاکیان سالها به دنبال این اطلاعات از وزارت دادگستری بودند، اما تقریباً هیچ چیزی دریافت نکردند تا اینکه مقامات بریتانیایی در سال ۲۰۲۳ شروع به اشتراکگذاری کپیهای خود از این مدارک کردند.
اگرچه مقامات سعودی اصرار دارند که بیومی صرفاً در یک مسجد محلی داوطلبانه فعالیت میکرده است، اما شواهد بریتانیا به همکاری عمیقتر او با وزارت امور اسلامی اشاره دارد. خاندان سلطنتی سعودی این وزارتخانه را در سال ۱۹۹۳ به عنوان بخشی از یک پیمان حکومتی با روحانیون قدرتمند تأسیس کرده بودند. در ازای حمایت سیاسی، آنها به روحانیون کنترل مؤثر بر امور مذهبی داخلی را واگذار کردند و تلاشهای آنها را برای گسترش نسخه بنیادگرای وهابی از اسلام در خارج از کشور تأمین مالی کردند.
از آغاز تحقیقات افبیآی در مورد یازده سپتامبر، مأموران بخش کوتاهی از یک نوار ویدیویی ضبطشده در مهمانیای که بیومی برای حدود دو دوجین مرد مسلمان در فوریه ۲۰۰۰، اندکی پس از ورود حزمی و محضار به سن دیگو، ترتیب داده بود را با دقت بررسی کردند.
بیومی ادعا کرد که این هم یک اتفاق دیگر بود که او این مراسم را در آپارتمان هواپیماربایان برگزار کرد. او گفت که دو جوان سعودی هیچ ارتباطی با این گردهمایی نداشتند، اما او مجبور بود همسر و سایر زنان را در آپارتمان خودش نگه دارد و طبق رسم مسلمانان محافظهکار، آنها را از مهمانان مرد جدا کند.
افبیآی نسخه کاملی از فایل صوتی VHS را نه با مأموران میدانی خود و نه با خانوادههای قربانیان یازده سپتامبر که بارها به دنبال آن بودند، به اشتراک نگذاشت. (سخنگوی افبیآی از اظهار نظر در مورد نحوه برخورد اداره با شواهد بایومی خودداری کرد.) اما فایل صوتی کامل دسامبر گذشته توسط پلیس بریتانیا در اختیار شاکیان قرار گرفت.
نسخه طولانیتر، گردهمایی بیومی را از زاویه دیگری نشان میدهد. اگرچه مهمان افتخاری اسمی یک روحانی سعودی مهمان است، اما دو هواپیماربا با دقت به سایر مهمانان معرفی میشوند و ظاهراً در مرکز توجه قرار دارند.
وکلای شاکیان پس از شناسایی بسیاری از مهمانان مهمانی برای اولین بار، توانستند مستند کنند که بسیاری از آنها بعدها نقشهای مهمی در شبکه پشتیبانی هواپیماربایان ایفا کردند و به آنها در راهاندازی خدمات اینترنت و تلفن، ثبت نام در کلاسهای زبان انگلیسی و خرید یک ماشین دست دوم کمک کردند.
وکلا در مورد مهمانان مهمانی نوشتند: «بیومی این افراد را انتخاب کرد زیرا میدانست و ارزیابی میکرد که آنها برای ارائه انواع مهم پشتیبانی به عوامل القاعده مناسب هستند.»
نوار ویدئویی دیگری که از خانه بیومی در بیرمنگام گرفته شده، حتی بیشتر با تصویری که او به افبیآی و کمیسیون یازده سپتامبر منتقل کرده، در تضاد است. این ویدئو، بیومی را در حالی که در اوایل تابستان ۱۹۹۹ به همراه دو روحانی سعودی در واشنگتن دیسی حضور دارد، دنبال میکند.
وکلای دولت عربستان سعودی این فایل صوتی را یک یادگاری بیضرر خواندند - «یک ویدیوی توریستی که شامل تصاویری از آثار هنری، باغچههای گل و یک سنجاب در چمن کاخ سفید است.» اما وکلای شاکیان هدف شومتری را مطرح میکنند، به خصوص که بیومی بر موضوع اصلی خود تمرکز دارد: ارائه گسترده ساختمان کنگره که از چندین نقطه دید و در ارتباط با سایر بناهای تاریخی واشنگتن نشان داده میشود.
بیومی در این ویدئو میگوید: «برادران گرامی، از واشنگتن به شما درود میفرستیم و به شما خوشامد میگوییم.» سپس، در حالی که جلوی دوربین ایستاده است، خود را «عمر البیومی از کاپیتول هیل، ساختمان کاپیتول» معرفی میکند.
این فیلم، ساختمان کنگره را از زوایای مختلف نشان میدهد و به ویژگیهای معماری، ورودیها و حرکت ماموران امنیتی اشاره میکند. بایومی روایت خود را با زبانی مذهبی آمیخته و به یک «نقشه» اشاره میکند.
شاکیان در یکی از اسناد دادگاه با استناد به تحلیل یک کارشناس سابق افبیآی مدعی شدهاند: «فیلم ویدئویی بیومی و روایت او، روایت یک توریست نیست.» آنها میافزایند که این ویدئو «نشانههای عملیات برنامهریزی تروریستی را دارد که توسط مأموران اجرای قانون و بازرسان مبارزه با تروریسم در ویدئوهای عملیاتی ضبطشده از گروههای تروریستی از جمله القاعده شناسایی شده است.»
وکلای دولت عربستان سعودی این نتیجهگیری را به عنوان یک ادعای بیاساس رد کردند.
اما زمانبندی این ویدئو قابل توجه است. طبق گزارش کمیسیون یازده سپتامبر، اسامه بن لادن و دیگر رهبران القاعده بحث در مورد «عملیات هوایی» خود را در بهار ۱۹۹۹ آغاز کردند. اگرچه آنها در مورد اینکه کدام نقاط مهم آمریکا را هدف قرار دهند اختلاف نظر داشتند، اما در این گزارش آمده است که «همه آنها میخواستند ساختمان کنگره را هدف قرار دهند.»
دو روحانی سعودی که در این سفر به بیومی پیوستند، عادل السدحان و متعب السدیری، به اصطلاح مبلغ بودند - فرستادگان وزارت امور اسلامی که برای تبلیغ به خارج از کشور اعزام شده بودند. بازرسان آمریکایی بعداً آنها را به تعداد انگشت شماری از شبهنظامیان اسلامگرا مرتبط دانستند.

از همه مهمتر، سدیری، که بیومی او را به عنوان امیر یا رهبر سفر واشنگتن توصیف میکند، چندین ماه را در کلمبیا، میسوری، با زیاد خلیل، یک عضو فلسطینی-آمریکایی القاعده که در سال ۱۹۹۸ یک تلفن ماهوارهای را به بن لادن در افغانستان تحویل داد، زندگی کرد. مقامات افبیآی گفتهاند که رهبر القاعده از این تلفن برای هماهنگی بمبگذاریهای مرگبار سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا استفاده کرده است.
سودیری و سادان که دارای موقعیت دیپلماتیک بودند، پیش از این به کالیفرنیا سفر کرده بودند، با بیومی همکاری داشتند و در یک مهمانخانه کوچک در سن دیگو اقامت داشتند، جایی که هواپیماربایان بعداً در آنجا زندگی کردند. جزئیات جدید زیادی از سفرهای آنها در اسناد بریتانیا فاش شده است. این دو سعودی پیش از این حتی آشنایی با بیومی را انکار کرده بودند، که یکی از ادعاهای دروغین بسیاری در شهادتهای هماهنگ شده توسط دولت عربستان سعودی بود.
شواهد جدید همچنین نشان میدهد که سدحان و سودیری با دیگر مقام کلیدی سعودی مرتبط با هواپیماربایان، روحانی فهد الثمیری، همکاری داشتهاند. به گفته یکی از منابع افبیآی، این ثمیری، امام ۳۲ ساله یک مسجد برجسته سعودی در کالور سیتی، بود که هنگام ورود هواپیماربایان در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۰، از آنها استقبال کرد و مسکن موقت و سایر نیازهای آنها را فراهم نمود.
ثمیری، یکی از مقامات وزارت امور اسلامی که در کنسولگری عربستان نیز منصوب شده بود، اصرار داشت که هیچ خاطرهای از حزمی و محضار ندارد، اگرچه این سه نفر توسط چندین خبرچین افبیآی با هم دیده شده بودند. ثمیری همچنین با وجود سوابق تلفنی که حداقل پنج دوجین تماس بین آنها را نشان میدهد، آشنایی با بیومی را انکار کرد. ویزای دیپلماتیک ثمیری در سال ۲۰۰۳ به دلیل مشکوک بودن به دست داشتن او در فعالیتهای تروریستی توسط وزارت امور خارجه لغو شد.
در یک تحلیل گسترده از سوابق تلفنی تهیه شده توسط افبیآی و مقامات بریتانیایی، شاکیان همچنین آنچه را که الگوهای هماهنگی مربوط به بیومی، ثمیری و دیگر مقامات سعودی مینامیدند، مستند کردند. (وکلای دولت عربستان سعودی گفتند که این تماسها مربوط به امور مذهبی پیش پا افتاده بوده است.)
برای مثال، دو هفته قبل از ورود هواپیماربایان، سوابق نشان میدهد که بین بیومی، ثمیری و مدیر امور اسلامی سفارت عربستان در واشنگتن تماسهایی برقرار شده است. بیومی و ثمیری همچنین در همان زمان چندین تماس با یک روحانی برجسته یمنی-آمریکایی به نام انور العولقی برقرار کردند که بعدها به عنوان یکی از رهبران مهم القاعده در یمن ظهور کرد.
مدتهاست که مشخص شده است که العولقی، که در سال ۲۰۱۱ در حمله پهپادی آمریکا کشته شد، با الحازمی و المحضار در سن دیگو ارتباط داشته و پس از نقل مکان به مسجدی در فالز چرچ، ویرجینیا، با دو هواپیماربای دیگر ۱۱ سپتامبر ملاقات کرده است. اما بسیاری از بازرسان افبیآی معتقد بودند که او مدتها پس از ۱۱ سپتامبر رادیکال شده و ممکن است از نقشههای هواپیماربایان بیاطلاع بوده باشد.
شواهد جدید ثبتشده در پرونده دادگاه، به رابطهای مهمتر اشاره دارد. به نظر میرسد العولقی به محض ورود حزمی و محضار به سن دیگو، با آنها ملاقات کرده است. او به بیومی در اجاره آپارتمان و افتتاح حسابهای بانکی کمک کرده است و دیگران او را به عنوان یک مشاور معنوی مورد اعتماد میشناختند.
الکساندر ملئاگرو-هیچنز، زندگینامهنویس العولقی که به عنوان متخصص شاکیان خدمت میکرد، گفت: «جهانبینی العولقی «کاملاً با جهانبینی القاعده در آن زمان مطابقت داشت. اطلاعات جدیدی که اکنون علنی شده است، علاوه بر آنچه که ما در مورد آموزهها و ارتباطات او میدانیم، این نتیجهگیری را منطقی میکند که العولقی میدانسته است که هواپیماربایان بخشی از شبکه القاعده هستند.»

No comments:
Post a Comment