NORTON META TAG

25 March 2026

گفته می‌شود شاهزاده سعودی در تماس‌های اخیر و بمب ساعتی عربستان، ترامپ را به ادامه جنگ با ایران ترغیب می‌کند / تحلیل - شواهد جدید نشان می‌دهد که وهابیت و حداقل دو مقام سعودی ممکن است عمداً به هواپیماربایان ۱۱ سپتامبر کمک کرده باشند. ۲۴ مارس ۲۰۲۶ و ۹ نوامبر ۲۰۰۱ و ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۴

 

سه روز پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آتش همچنان در میان آوار مرکز تجارت جهانی زبانه می‌کشید. عکس از مای/گتی ایماژ

 سعودی‌ها عادت دارند مشاغل را در پادشاهی خود که «پایین‌تر» از خودشان می‌دانند، به دیگران واگذار کنند و عموماً افرادی که به این کشور آورده می‌شوند از کشورهای جهان سوم هستند که به دنبال پولی بیشتر از آنچه می‌توانند در کشور خود به دست آورند، می‌باشند. این افراد اغلب مورد آزار جسمی، جنسی و کلاهبرداری قرار می‌گیرند و دستمزدشان را از دست می‌دهند. دولت سعودی هیچ حمایتی از این افراد نمی‌کند و فرقه وهابی، شکل مرتد اسلام سنی، هیچ حمایت و پشتیبانی اخلاقی از این کارگران خارجی و خانواده‌هایشان ارائه نمی‌دهد. همچنین به طرز دردناکی آشکار شده است که سعودی‌ها برای دفاع از کشور خود بسیار بزدل هستند و بنابراین از ثروت خود برای پرداخت به تروریست‌های وهابی سعودی مانند اسامه بن لادن و تروریست‌های 11 سپتامبر (15 نفر از 19 هواپیماربا سعودی بودند) استفاده می‌کنند تا به دشمنان خود حمله کنند و ارتش‌های مزدور خارجی را برای قربانی کردن سربازان، ملوانان، پرسنل نیروی هوایی و گارد ساحلی خود استخدام کنند. ما تعداد زیادی از پرسنل نظامی آمریکایی را در دفاع از کشوری (عربستان سعودی) که متحد نیست و قابل اعتماد نیست و به آن نیازی نداریم، قربانی کرده‌ایم. این فداکاری‌های نظامی آمریکایی‌ها همچنین برای دفاع و افزایش سود مجتمع نظامی-صنعتی ایالات متحده و مجتمع فناوری رمزنگاری ایالات متحده انجام شده است. اگر شاهزاده سعودی، قصاب، می‌خواهد جنگ علیه ایران ادامه یابد تا ایالات متحده و اسرائیل خاورمیانه را از نو بسازند، بگذارید سعودی‌ها را برای رسیدن به هدفش قربانی کند. آمریکا به اندازه کافی برای ملت‌های خلیج فارس و جنگ‌هایی که جنگ‌طلبان آمریکایی از آنها سود برده‌اند، خونریزی کرده است. دیگر بس است، این باید همین حالا پایان یابد! از نیویورک تایمز ،  پی‌بی‌اس فرانت‌لاین  و پروپوبلیکا .....

گفته می‌شود شاهزاده سعودی در تماس‌های اخیر خود، ترامپ را به ادامه جنگ با ایران ترغیب کرده است.


به گفته افرادی که مقامات آمریکایی در جریان این گفتگوها قرار گرفته‌اند، شاهزاده محمد بن سلمان این دیدار را «فرصتی تاریخی» برای بازسازی منطقه می‌داند.

 به گفته افرادی که مقامات آمریکایی در جریان مکالمات آنها قرار گرفته‌اند، شاهزاده محمد بن سلمان، رهبر بالفعل عربستان سعودی، رئیس جمهور ترامپ را برای ادامه جنگ علیه ایران تحت فشار قرار داده است و استدلال می‌کند که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل «فرصتی تاریخی» برای بازسازی خاورمیانه فراهم می‌کند  .

افراد آگاه به این مکالمات گفتند، شاهزاده محمد در یک سری مکالمات طی هفته گذشته به آقای ترامپ این پیام را رسانده است که او باید برای نابودی دولت تندرو ایران تلاش کند.

افراد آگاه از این مباحث گفتند، شاهزاده محمد استدلال کرده است که ایران تهدیدی بلندمدت برای خلیج فارس است که تنها با سرنگونی دولت می‌توان آن را از بین برد.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نیز ایران را یک تهدید بلندمدت می‌داند، اما تحلیلگران می‌گویند مقامات اسرائیلی احتمالاً یک دولت شکست‌خورده ایرانی را که بیش از حد درگیر آشفتگی داخلی است و نمی‌تواند اسرائیل را تهدید کند، یک پیروزی می‌دانند، در حالی که عربستان سعودی یک دولت شکست‌خورده در ایران را یک تهدید امنیتی جدی و مستقیم می‌داند.

اما مقامات ارشد در دولت‌های عربستان سعودی و آمریکا نگرانند که اگر این درگیری ادامه یابد، ایران می‌تواند حملات تنبیهی بیشتری به تأسیسات نفتی عربستان سعودی انجام دهد و ایالات متحده در یک جنگ بی‌پایان گرفتار شود.

آقای ترامپ در ملاء عام، بین اظهار نظر در مورد پایان قریب‌الوقوع جنگ و اعلام تشدید آن، به شدت در نوسان بوده است. روز دوشنبه، رئیس جمهور در رسانه‌های اجتماعی اعلام کرد که دولت او و ایران «گفتگوهای سازنده‌ای در مورد حل و فصل کامل و جامع خصومت‌های ما» داشته‌اند، اگرچه ایران این ایده را که مذاکرات در حال انجام است، رد کرد.

پیامدهای جنگ برای اقتصاد و امنیت ملی عربستان سعودی بسیار زیاد است. حملات پهپادی و موشکی ایران که در پاسخ به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام شد، در حال حاضر اختلالات بزرگی در بازار نفت ایجاد کرده است.

مقامات سعودی این ایده را که شاهزاده محمد برای طولانی‌تر کردن جنگ تلاش کرده است، رد کردند.

دولت عربستان سعودی در بیانیه‌ای اعلام کرد: «پادشاهی عربستان سعودی همواره از راه‌حل مسالمت‌آمیز برای این درگیری، حتی قبل از شروع آن، حمایت کرده است.» وی خاطرنشان کرد که مقامات «با دولت ترامپ در تماس نزدیک هستند و تعهد ما بدون تغییر باقی می‌ماند.»

دولت افزود: «دغدغه اصلی ما امروز دفاع از خود در برابر حملات روزانه به مردم و زیرساخت‌های غیرنظامی‌مان است. ایران به جای راه‌حل‌های جدی دیپلماتیک، رویکرد خطرناک و مخاطره‌آمیز را انتخاب کرده است. این به همه طرف‌های ذینفع آسیب می‌رساند، اما به خود ایران آسیب بیشتری می‌رساند.»

به گفته منابع آگاه، آقای ترامپ گاهی اوقات به نظر می‌رسید که مایل به پایان دادن به جنگ است، اما شاهزاده محمد استدلال کرده است که این یک اشتباه خواهد بود و برای تضعیف دولت تهران، حملاتی را علیه زیرساخت‌های انرژی ایران اعمال کرده است.

این مقاله بر اساس مصاحبه با افرادی است که با مقامات آمریکایی گفتگو داشته‌اند و به دلیل ماهیت حساس مذاکرات آقای ترامپ با رهبران جهان، به شرط ناشناس ماندن، این گفتگوها را شرح داده‌اند. نیویورک تایمز با افرادی با دیدگاه‌های متنوع در مورد عقلانیت ادامه جنگ و نقش شاهزاده محمد در مشاوره به آقای ترامپ مصاحبه کرده است.

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که دولت «درباره مکالمات خصوصی رئیس جمهور اظهار نظر نمی‌کند».

شاهزاده محمد، یک عضو خانواده سلطنتی اقتدارگرا که سرکوب مداوم مخالفان را رهبری کرده است، مورد احترام آقای ترامپ است و  پیش از این بر تصمیم‌گیری‌های رئیس جمهور تأثیر گذاشته است . به گفته افرادی که توسط مقامات آمریکایی توجیه شده‌اند، شاهزاده محمد استدلال کرده است که ایالات متحده باید اعزام نیرو به ایران را برای تصرف زیرساخت‌های انرژی و برکناری دولت از قدرت در نظر بگیرد.

در روزهای اخیر، آقای ترامپ به طور جدی‌تری به عملیات نظامی برای تصرف جزیره خارک، مرکز زیرساخت‌های نفتی ایران، پرداخته است. چنین عملیاتی، چه با نیروهای هوابرد ارتش و چه با حمله آبی-خاکی تفنگداران دریایی، بسیار خطرناک خواهد بود.

اما به گفته افرادی که مقامات آمریکایی به آنها گزارش داده‌اند، شاهزاده محمد در گفتگوهای خود با آقای ترامپ از عملیات زمینی حمایت کرده است.

دیدگاه‌های سعودی‌ها در مورد جنگ، به همان اندازه که تحت تأثیر عوامل سیاسی است، تحت تأثیر عوامل اقتصادی نیز قرار دارد. از زمان آغاز جنگ، حملات تلافی‌جویانه ایران تا حد زیادی تنگه هرمز را مسدود کرده و  صنعت انرژی منطقه را با مشکل مواجه کرده است.  بخش عمده‌ای از نفت عربستان، امارات و کویت برای رسیدن به بازارهای بین‌المللی باید از این تنگه عبور کند.

در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لوله‌ای برای دور زدن تنگه ساخته‌اند، آن مسیرهای جایگزین نیز مورد حمله قرار گرفته‌اند.

تحلیلگرانی که با طرز فکر دولت عربستان سعودی آشنا هستند می‌گویند اگرچه شاهزاده محمد احتمالاً ترجیح داده از جنگ اجتناب کند، اما نگران است که اگر آقای ترامپ اکنون عقب‌نشینی کند، عربستان سعودی و بقیه خاورمیانه به حال خود رها شوند تا به تنهایی با ایرانی جسور و خشمگین مقابله کنند.

آنها می‌گویند از این دیدگاه، یک حمله نیمه‌تمام، عربستان سعودی را در معرض حملات مکرر ایران قرار می‌دهد. چنین سناریویی همچنین می‌تواند به ایران این قدرت را بدهد که به صورت دوره‌ای تنگه هرمز را ببندد.

یاسمین فاروق، مدیر پروژه خلیج فارس و شبه جزیره عربستان در گروه بین‌المللی بحران، گفت: «مقامات سعودی قطعاً می‌خواهند جنگ پایان یابد، اما چگونگی پایان آن مهم است.»

حمله‌ای که در سال ۲۰۱۹ با حمایت ایران به تأسیسات نفتی عربستان سعودی انجام شد و برای مدت کوتاهی نیمی از تولید نفت این پادشاهی را متوقف کرد، شاهزاده را به تجدیدنظر در رویکرد خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی سوق داد.

مقامات سعودی بعداً به دنبال  تنش‌زدایی دیپلماتیک بودند  و در سال ۲۰۲۳ روابط خود را با ایران از سر گرفتند، تا حدودی به این دلیل که متوجه شدند اتحاد کشورشان با ایالات متحده  تنها محافظت جزئی  در برابر ایران ارائه می‌دهد.

سایر کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، نیز در چند سال گذشته به دلایل مشابه، روابط گرم‌تری با ایران برقرار کرده‌اند.

مقامات کشورهای خلیج فارس گفته‌اند که پس از تصمیم آقای ترامپ برای جنگ، برخلاف توصیه چندین دولت خلیج فارس، ایران با شلیک هزاران موشک و پهپاد به کشورهای منطقه پاسخ داد و تلاش‌های آنها برای جذب ایران به جمع خود را خنثی کرد.

شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، هفته گذشته به خبرنگاران گفت: «آن اندک اعتمادی که قبلاً وجود داشت، کاملاً از بین رفته است.»

عربستان سعودی ذخایر بزرگی از رهگیرهای پاتریوت دارد که از آنها برای محافظت از خود در برابر حملات ایران که بر میادین نفتی، پالایشگاه‌ها و شهرهایش باریده است، استفاده می‌کند.

اما در سطح جهانی، موشک‌های رهگیر کمیاب هستند.  حملات پهپادی و موشکی در عربستان سعودی پیش از این به یک پالایشگاه و سفارت آمریکا اصابت کرده است، در حالی که قطعاتی از پرتابه‌های رهگیری شده، دو کارگر مهاجر بنگلادشی را کشته و بیش از دوازده نفر دیگر از ساکنان خارجی را زخمی کرده است.


از آغاز جنگ، آقای نتانیاهو برای عملیات نظامی که می‌تواند منجر به فروپاشی دولت ایران شود، تلاش کرده است. مقامات آمریکایی بر تضعیف قابلیت‌های موشکی و دریایی این کشور تمرکز کرده‌اند و نسبت به اینکه بتوان دولت تندرو در ایران را از قدرت کنار زد، تردید بیشتری داشته‌اند.


اگرچه حملات اسرائیل تعداد زیادی از رهبران را کشته است، اما دولت تندرو همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد.

تحلیلگران می‌گویند مقامات سعودی مدت‌هاست که نگرانی خود را ابراز کرده‌اند که یک دولت شکست‌خورده در ایران تهدیدی جدی برای آنها محسوب می‌شود. آنها بیم دارند که حتی اگر دولت ایران سقوط کند، عناصری از ارتش - یا شبه‌نظامیانی که می‌توانند در خلأ قدرت ظهور کنند - به حمله به پادشاهی ادامه دهند و احتمالاً بر اهداف نفتی تمرکز خواهند کرد.

برخی از تحلیلگران اطلاعاتی دولتی به دیگر مقامات گفته اند که به نظر آنها شاهزاده محمد این جنگ را فرصتی برای خود می داند تا نفوذ عربستان سعودی را در سراسر خاورمیانه افزایش دهد و معتقد است که عربستان سعودی حتی در صورت ادامه جنگ نیز می تواند از خود محافظت کند.

اگرچه عربستان سعودی نسبت به سایر کشورهای خلیج فارس در موقعیت بهتری برای عبور از بسته شدن تنگه هرمز قرار دارد، اما اگر این آبراه به زودی بازگشایی نشود، می‌تواند با پیامدهای ناگواری روبرو شود.

حتی پیش از شروع جنگ، شاهزاده محمد با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل ۲۰۳۰ که برای خود تعیین کرده بود تا عربستان سعودی را به یک قطب تجاری جهانی تبدیل کند، با چالش‌های مالی جدی روبرو بود. دولت او پیش‌بینی می‌کند که برای چندین سال آینده کسری بودجه داشته باشد، زیرا پروژه‌های عظیم و بلندپروازانه و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در هوش مصنوعی،  منابع محدود کشور را تحت فشار قرار می‌دهد .

یک جنگ طولانی مدت با ایران همه اینها را در معرض خطر قرار خواهد داد. موفقیت شاهزاده به ایجاد محیطی امن برای سرمایه گذاران و گردشگران بستگی دارد.

شاهزاده فیصل، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، هفته گذشته در پاسخ به این سوال که آیا دولت عربستان سعودی پایان فوری جنگ را ترجیح می‌دهد یا درگیری طولانی‌تری که در آن قابلیت‌های ایران تضعیف شود، به خبرنگاران گفت تنها چیزی که مقامات به آن اهمیت می‌دهند، توقف حملات ایران به عربستان سعودی و کشورهای همسایه است.

شاهزاده فیصل گفت: «ما از هر اهرمی که در اختیار داریم - سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و سایر ابزارها - برای توقف این حملات استفاده خواهیم کرد.»

ویویان نریم  در ریاض، عربستان سعودی، و  دیوید ای. سانگر  در واشنگتن گزارش ارائه کردند.

جولیان ای. بارنز،  بیش از دو دهه است که در مورد مسائل امنیتی می‌نویسد. او در روزنامه تایمز، درباره آژانس‌های اطلاعاتی ایالات متحده و مسائل امنیت بین‌المللی مطلب می‌نویسد.

تایلر پیجر  خبرنگار کاخ سفید برای روزنامه تایمز است که اخبار مربوط به رئیس جمهور ترامپ و دولت او را پوشش می‌دهد.

اریک اشمیت  خبرنگار امنیت ملی روزنامه تایمز است. او بیش از سه دهه در مورد امور نظامی ایالات متحده و مبارزه با تروریسم گزارش داده است.


بمب ساعتی عربستان / تحلیل - وهابیت

مصاحبه با علی الاحمد
، ۹ نوامبر ۲۰۰۱
  نقش سلسله مراتب مذهبی در عربستان سعودی در رابطه با دولت چیست؟ سلسله مراتب مذهبی یک نهاد دولتی است. نقش آنها توجیه هر کاری است که دولت می‌خواهد انجام دهد، با استفاده از اعتبارسنجی مذهبی. ... منظورتان این است که آنها توسط دولت حقوق می‌گیرند؟ بله، آنها هستند. نهاد مذهبی در عربستان سعودی توسط دولت حقوق می‌گیرد، استخدام می‌شود و انتخاب می‌شود. بنابراین هیچ جدایی بین کلیسا و دولت وجود ندارد؟ هیچ جدایی بین نهاد سلفی و دولت سعودی وجود ندارد. شما می‌گویید "نهاد سلفی". این به چه معناست؟ سلفی درکی از اسلام است که ۲۰۰ سال پیش در عربستان سعودی آغاز می‌شود. و این فرقه رسمی در عربستان سعودی است. دولت سعودی درک سلفی از اسلام را اتخاذ کرده و آن را در مورد همه سعودی‌ها اجرا می‌کند. او یک مسلمان شیعه است که در عربستان سعودی بزرگ شده است و مدیر اجرایی موسسه سعودی، یک گروه مستقل دیده‌بان حقوق بشر مستقر در مک‌لین، ویرجینیا، است. در این مصاحبه، او آموزش مذهبی محافظه‌کارانه‌ای را که همه کودکان در عربستان سعودی دریافت می‌کنند، توصیف می‌کند که توسط روحانیون مذهبی محافظه‌کار وهابی دیکته می‌شود. او معتقد است که آموزه‌های عدم تحمل و نفرت که بخشی از آموزش مذهبی اجباری عربستان سعودی هستند، در نگرش اسامه بن لادن و حملات تروریستی 11 سپتامبر نقش داشته‌اند. این مصاحبه در 9 نوامبر 2001 انجام شده است. سلفی برای ما همان چیزی است که ما وهابی می‌نامیم؟ آیا این همان چیزی است؟ بله. سلفی همان چیزی است که شما در غرب وهابی می‌نامید.  

  و بنابراین شاهزاده بندر درست می‌گوید وقتی به ما می‌گوید: «هیچ فرقه وهابی وجود ندارد و این یک سوءتفاهم است» که این یک فرقه بنیادگرا است که منجر به افراط‌گرایی می‌شود؟ خب، آنها نمی‌گویند که این یک فرقه است. سلفی‌ها نمی‌گویند که آنها یک فرقه هستند. آنها می‌گویند که آنها یک جنبش، یک جنبش نوسازی مذهبی هستند. اما در عمل، یک فرقه است، زیرا با همه افراد دیگر، با مسلمانان سنی و با مسلمانان شیعه متفاوت است. و آنها ایده‌های متفاوتی در مورد زندگی، در مورد خدا، در مورد دین، در مورد رابطه بین انسان‌ها و با یکدیگر دارند که احتمالاً کاملاً با [ایده‌های] کلی اسلام متفاوت است. ... شما می‌گویید کاملاً متفاوت. چرا کاملاً متفاوت؟ ... این نسبت به سایر مسلمانانی که سلفی نیستند، بی‌تحمل است. می‌توانید کتابی را ببینید که توسط شعبه‌ای از دانشگاه امام محمد بن سعود در منطقه واشنگتن چاپ شده است، و آنها این کتاب را چاپ کرده‌اند که در آن می‌گویند ۹۵ درصد از مسلمانان مدعی اسلام هستند، ... [که] آنها مسلمان نامیده نمی‌شوند. آنها مدعی اسلام هستند یا ادعا می‌کنند که مسلمان هستند. بنابراین دین رسمی عربستان سعودی می‌گوید که ۹۵ درصد از افرادی که می‌گویند مسلمان هستند، فقط ادعای اسلامی بودن دارند؟ دقیقاً. این چیزی است که در کتاب‌های درسی و کتاب‌هایی که توسط دولت چاپ می‌شوند، منعکس شده است. ... دولت بدیهی است که دفاع و ارتش و اقتصاد را کنترل می‌کند، درست است؟ بله. بخش مذهبی چه چیزی را کنترل می‌کند؟ روحانی مذهبی در عربستان سعودی آموزش مذهبی را کنترل می‌کند. و آنها هر گونه مطالب مذهبی عمومی، در رسانه‌ها و تلویزیون را کنترل می‌کنند. تلویزیون عربستان سعودی، تلویزیون دولتی یا کتاب‌های دولتی یا هر کتابی که در کتابخانه پیدا می‌کنید، فقط نمایانگر درک سلفی از اسلام است. آنها تمام آموزش را کنترل می‌کنند؟ آنها آموزش را کنترل نمی‌کنند، اما برنامه‌های درسی مذهبی را برای همه مدارس کنترل می‌کنند و آموزش زنان را کنترل می‌کنند. [آیا آنها] در مدارس دولتی هستند؟ آیا مدارس خصوصی هستند؟ آیا مدارس مذهبی وجود دارد؟ چگونه کار می‌کند؟ آنها تمام آموزش را کنترل می‌کنند. مدارس خصوصی و دولتی عربستان سعودی، برنامه درسی آنها توسط دولت تعیین می‌شود. برنامه‌های درسی مذهبی فقط توسط سعودی‌های سلفی نوشته و نظارت و تدریس می‌شود. و یک سنی نمی‌تواند دین را تدریس کند. شیعه نمی‌تواند در عربستان سعودی دروس مذهبی تدریس کند. این خلاف قانون است، مخصوصاً برای یک زن. یک زن شیعه نمی‌تواند در عربستان سعودی درس تاریخ مذهبی تدریس کند. و آنها حتی اجازه ندارند در دانشگاه تاریخ بخوانند، زیرا تاریخ، طبق تفسیر سلفی، بسیار متفاوت است. می‌توانید نمونه‌ای از نحوه تدریس در مدارس را به من نشان دهید؟ خب، این یک کتاب حدیث برای کلاس نهم است. حدیث، گفته‌ای از پیامبر اسلام است. این کتابی است که برای دانش‌آموزان کلاس نهم شروع می‌شود. این در مورد پیروزی مسلمانان بر یهودیان صحبت می‌کند. این حدیثی است که من به عنوان یک مسلمان واقعاً معتقدم که درست نیست: "روز قیامت فرا نخواهد رسید تا زمانی که مسلمانان با یهودیان نجنگند،و مسلمان یهودیان را خواهد کشت تا زمانی که یهودی پشت درخت یا سنگی پنهان شود. سپس درخت و سنگ خواهند گفت: "ای مسلمان، ای بنده خدا، این یک یهودی پشت من است. بیا و او را بکش." به جز یک نوع درخت، که یک درخت یهودی است. آن چنین چیزی نخواهد گفت." این برای پسران ۱۴ ساله در عربستان سعودی تدریس می‌شود. در مدارس راهنمایی... در مدارس راهنمایی، بله. مدارس راهنمایی رسمی. این کتابی است که توسط وزارت آموزش و پرورش دولت عربستان سعودی چاپ شده است.

  در چه سالی؟ این مربوط به سال ۲۰۰۰ است. بنابراین این یک برنامه درسی فعلی است. همچنین، برنامه درسی نه تنها در مورد غیرمسلمانان، بلکه در مورد مسلمانان، در مورد شهروندان سعودی، به همان شیوه صحبت می‌کند. اینکه آنها در جهنم خواهند سوخت، اینکه آنها بت‌پرست هستند، اینکه آنها در روز قیامت نابود خواهند شد. دولت اقداماتی را برای محدود کردن برخی از این برنامه‌های درسی انجام داده است. در سال ۱۹۹۳، یک برنامه درسی وجود داشت که اصطلاحات توهین‌آمیزی به شیعیان می‌گفت... و تقریباً پس از یک قیام برداشته شد. مردم به دلیل آن برنامه درسی مدارس را ترک کردند و آن برنامه درسی برداشته شد. اما همان نویسنده، همان کسی که آن کتاب‌ها را نوشت، هنوز هم این کتاب‌ها یا برنامه‌های درسی را می‌نویسد... پس این نگرش نسبت به شیعه است؟ شما شیعه هستید؟ بله، من شیعه هستم، و نگرش نسبت به شیعه این است که آنها... مسلمان نیستند؛ در بهترین حالت، آنها مسلمان کامل نیستند. برخی از روحانیون اظهار داشتند که آنها باید زمانی یا کشته شوند یا دور انداخته شوند یا تبعید شوند و حتی نباید اجازه کار کردن به آنها داده شود. فکر می‌کنم یک روحانی این را در سال ۱۹۹۲ نوشته است. او گفته است که آنها حتی نباید اجازه کار در هیچ مقام دولتی را داشته باشند و تمام مساجد آنها باید توسط دولت کنترل شود. کسب و کار آنها باید تصرف شود. و یک روحانی دیگر هم هست که می‌گوید: «شیعیان باید قتل عام شوند»، این کلمه. و این مرد یک مقام دولتی است. امسال، یک فتوای دیگر از یک مقام دولتی که هنوز برای دولت کار می‌کند، صادر شده است که همین حرف را زده است: جهاد علیه شیعیان. بنابراین پیام نفرت... که برخی سلفی‌ها حمل می‌کنند، از محلی شروع شد... تا اینکه به نیویورک رسید. منظورتان چیست، به نیویورک رسید؟ خب، وقتی این یک مشکل محلی بود، رسانه‌های آمریکایی واقعاً به آن اهمیت زیادی نمی‌دادند. اما تا ۱۱ سپتامبر، دیدید که این دین نفرت، که من آن را می‌نامم، چگونه با همه ما، با نیویورکی‌ها و با بقیه جهان، صادقانه رفتار کرد. شما می‌گویید که نسخه رسمی دولت از اسلام الهام‌بخش اتفاقات ۱۱ سپتامبر بود؟ بله، من همین را می‌گویم. چون هواپیماربایان، ۱۵ هواپیماربا که سعودی هستند، این طرز فکر -- طرز فکر مخرب -- را در عربستان سعودی مطالعه کردند. آنها چند ماه را در افغانستان گذراندند. اما آنها زندگی خودشان را کردند، این را در مساجد دولتی مطالعه کردند. آنها این نوع برنامه درسی را که من در موردش با شما صحبت کردم، مطالعه کردند... برنامه درسی دولتی الهام‌بخش آنچه در نیویورک اتفاق افتاد، بود. شاهزاده بندر می‌گوید، به عبارت خودش، [که] این مزخرف است. وهابیت، یا آنچه ما وهابیت می‌نامیم، صرفاً مذهبی است که از کسی می‌آید که سال‌ها پیش با خانواده‌اش متحد شده است. این مذهب به کسی آسیبی نرسانده است و فقط سعی دارد به اصول اولیه بازگردد. من شاهزاده بندر را دوست دارم. اما فکر می‌کنم او به حیاط خلوت خود نگاه نکرده است. من کتاب‌هایی توزیع کرده‌ام که خودم از سفارت گرفته‌ام، که حاوی پیام نفرت علیه شهروندان سعودی است که سلفی نیستند، کتاب‌هایی که می‌گویند یهودیان و مسیحیان برای اعمال خشونت‌آمیز آزاد هستند.و اینها کتاب‌هایی هستند که من از سفارت عربستان سعودی در واشنگتن دی سی، جایی که شاهزاده بندر کار می‌کند، برداشتم. ... بنابراین جای تعجب نیست که مثلاً دولت عربستان سعودی و روحانیون آن حامی طالبان باشند؟ من این را از شما می‌پرسم. به من بگویید، چند روحانی سعودی طالبان را محکوم کرده‌اند و چند روحانی سعودی بن لادن را محکوم کرده‌اند؟ هیچ‌کدام. و آنها نمی‌توانند آنها را مجبور کنند. از 11 سپتامبر، هیچ روحانی رسمی سعودی وجود نداشته است که طالبان را با نام محکوم کند یا بن لادن را با نام محکوم کند. آنها تروریسم را محکوم کردند، بله، اما بن لادن را محکوم نکردند. آنها طالبان را محکوم نکردند. روحانیون، شاید. اما دولت سعودی آنچه را که در 11 سپتامبر اتفاق افتاد محکوم کرده است. شاهزاده بندر می‌گوید که دولت عربستان سعودی در سه سال گذشته طالبان را قطع کرده است. من نمی‌دانم که آیا او از سال‌های گذشته طالبان را قطع کرده است یا خیر. من از چنین چیزی آگاه نیستم. اما سفارت طالبان در ریاض کار می‌کرد و مقاماتی در آن کار می‌کردند. و آنها هیچ مشکلی برای بازدید از عربستان سعودی و رفت و آمد نداشتند. بله، شاهزاده نایف بن لادن را محکوم کرد، و دیگر شاهزاده‌ها... شاهزاده ترکی بن لادن را محکوم کرد. آنها آن پیام را محکوم نکردند. آنها بن لادن را محکوم کردند... بن لادن این را در عربستان سعودی آموخت. او آن را در ماه نیاموخت. آن پیامی که بن لادن دریافت کرد، هنوز در عربستان سعودی تدریس می‌شود. و اگر بن لادن بمیرد، و این سیاست یا برنامه درسی باقی بماند، ما بن لادن‌های دیگری خواهیم داشت. 

بنابراین این آموزش مذهبی برای همه دانش‌آموزان در عربستان سعودی اجباری است؟ بله. آموزش مذهبی در عربستان سعودی اجباری است و شما چاره‌ای جز مطالعه آن ندارید. چه سلفی باشید چه نباشید، باید آن را مطالعه کنید، حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشید - که من به بیشتر آن اعتقاد ندارم. بنابراین شیعیان نیز باید این را یاد بگیرند؟ شیعیان باید این را یاد بگیرند. و آنها نه تنها باید آن را یاد بگیرند، بلکه نمی‌توانند درک خود از اسلام را به فرزندان خود در خانه‌ها یا مساجد آموزش دهند. ... حتی در مدارس خصوصی، این یک منطقه شیعه‌نشین است که اجازه آموزش نسخه‌های مختلف اسلام یا نسخه خودشان از اسلام را ندارند. پس چگونه این باورهای شیعه منتقل می‌شود؟ از طریق کانال‌های مخفی، کتاب‌های مخفی، نوارها منتقل می‌شود. این تنها راهی است که شیعه در عربستان سعودی زنده می‌ماند. ... اگر در عربستان سعودی به مدرسه بروید، در مورد افرادی که پیرو وهابیت، پیامبر نیستند، چه می‌آموزید؟ برنامه درسی مذهبی در عربستان سعودی به شما می‌آموزد که مردم اساساً دو دسته هستند: سلفی‌ها، که برندگان، برگزیدگان، کسانی هستند که به بهشت ​​می‌روند، و بقیه. بقیه مسلمان و مسیحی و یهودی و دیگران هستند. آنها یا کافر هستند، که منکر خدا هستند، یا مشرک، که خدایان را در کنار خدا قرار می‌دهند، یا волоновол ... به عبارت دیگر، تعریف افرادی که به مؤمنان واقعی در دیدگاه درست اسلام اعتقاد ندارند، این است که اساساً مادون انسان هستند. دقیقاً. اگر به سلفی اعتقاد ندارید، انسان نیستید. شما چیزی در سطح پایین‌تر هستید، که ممکن است مورد آزار و اذیت یا آسیب قرار بگیرید، و در آن ایدئولوژی اشکالی ندارد، پذیرفته شده است. کشته شدن یا نقص عضو شدن پذیرفته شده است... مرجع مذهبی در عربستان سعودی سیستم قضایی را کنترل می‌کند. این بسیار مهم است... همه قضات در عربستان سعودی سلفی هستند... و عمدتاً نجدایی از منطقه مرکزی عربستان سعودی هستند که مشکلات زیادی را برای بقیه شهروندان سعودی ایجاد می‌کند... ماهیت تاریخی که در مدرسه عربستان سعودی می‌آموزید چیست؟ در عربستان سعودی، شما فقط تاریخ اسلام را یاد می‌گیرید. شما تاریخ اروپا، می‌دانید، آمریکا، آسیا را یاد نمی‌گیرید. شما فقط تاریخ اسلام را یاد می‌گیرید، و تاریخ دولت سعودی را یاد می‌گیرید، و آنچه را که آنها دعوت سلفی می‌نامند، جنبش سلفی... در غرب، یاد می‌گیرید.جنبش به اصطلاح وهابی. و البته، چیزی در مورد جهان به شما یاد نمی‌دهد. در مورد تاریخ اسلام و کشورهای اسلامی تا به امروز به شما آموزش می‌دهد. اما هیچ چیز در مورد بقیه جهان غرب، یا آسیا یا هر چیز دیگری نمی‌گوید. ... شاهزاده بندر می‌گوید که آنها دولتی هستند که از مردم خود جلوتر هستند. مردم از دولت محافظه‌کارترند و نمی‌توانند خیلی از مردم جلوتر باشند. مردم عربستان سعودی، همانطور که او می‌گوید، بسیار بنیادگرا، بسیار سخت‌گیر و بسیار طرفدار این دیدگاه هستند. این نادرست است. بله، می‌دانید، بسیاری از سعودی‌ها محافظه‌کار هستند. آنها از اسلام پیروی می‌کنند. اما بسیاری از سعودی‌ها لیبرال هستند... آنها می‌خواهند دولت جلوتر حرکت کند. مثلاً وقتی صحبت از کارت شناسایی زنان می‌شود... کارت شناسایی زنان؟ منظورتان چیست؟ زنان در عربستان سعودی کارت شناسایی ندارند. آنها انسان هم نیستند، زیرا آنها از نظر قانونی، از نظر قانونی، زنان سعودی جایگاه قانونی یک ماشین را دارند، زیرا از پدرانشان به همسرانشان منتقل می‌شوند. 

اموال. اموال. و این خلاف اسلام است. این خلاف نظر ۹۵ درصد، ۹۸ درصد از مسلمانان است... که فکر می‌کنند دولت عربستان سعودی در این مورد که زنان هیچ وزن قانونی ندارند، فقط در کنار طالبان ایستاده است. آنها نمی‌توانند چیزی را امضا کنند. اگر زنی در عربستان سعودی بیمار باشد و نیاز به عمل جراحی داشته باشد، نمی‌تواند اسناد را امضا کند. پسرش که ۱۵ سال دارد می‌تواند این کار را انجام دهد. اگر او بیمار باشد، نمی‌تواند از طرف او امضا کند. زنی که ۹۰ سال دارد نمی‌تواند پیشنهاد ازدواج را بپذیرد یا اسناد ازدواج را امضا کند. نوه‌اش می‌تواند. و او نمی‌تواند از طرف خودش، زیرا باز هم، او یک انسان کامل محسوب نمی‌شود. ما گزارش‌هایی می‌شنویم که وقتی ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، جشن آرامی در میان بسیاری از مردم عربستان سعودی برگزار شد. بله. مردم عربستان سعودی جشن گرفتند. نه همه، اما افرادی بودند که جشن گرفتند و از دیدن این اتفاق خوشحال بودند، زیرا نارضایتی عمومی از ایالات متحده وجود دارد. اما افرادی هستند که از دیدن آن بسیار خوشحال بودند و هنوز هم امروز، آنها خوشحال هستند و از آنچه در نیویورک اتفاق افتاد حمایت می‌کنند، زیرا آنها از مکتب سلفی اسلام هستند. افرادی هستند که می‌گویند: «خب، شاید آمریکایی‌ها حالا طعم آنچه دیگران می‌چشند را بچشند. ممکن است در سیاست خود تجدیدنظر کنند.» و بدیهی است که افرادی هم هستند که آن را محکوم کردند. اما افرادی که اولین یا بیشترین حمایت را از آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، داشتند، پیروان اسلام سلفی هستند. ... آیا بن لادن در عربستان سعودی به نوعی یک قهرمان مردمی است؟ بن لادن برای بسیاری از سعودی‌هایی که پیرو مکتب سلفی اسلام‌گرایان هستند، یک قهرمان مردمی است. به نظر من او یک قهرمان مردمی است زیرا با ایالات متحده یا خانواده سلطنتی مخالفت می‌کند، نه؟ بله. او یک قهرمان مردمی است زیرا با ایالات متحده و خانواده سلطنتی مخالفت می‌کند. و به این دلیل که او نمادی از این مرد ثروتمند است که همه اینها را رها کرد و رابطه‌اش را با خانواده سلطنتی از دست داد، خانواده‌ای که میلیون‌ها و میلیون‌ها دلار به او دادند تا از پیامش حمایت کند. ... وقتی از شاهزاده بندر در مورد سعودی‌های دخیل در ۱۱ سپتامبر پرسیدم، گفت: «آنها اقلیت بسیار کوچکی در کشور هستند. آنها مانند باند بادر-ماینهوف در آلمان یا گروه ودر آندرگراند در ایالات متحده هستند.» اینکه این یک گروه حاشیه‌ای است. در واقع یک گروه حاشیه‌ای نیست، زیرا این افراد اخیراً، کمتر از دو سال پیش، از عربستان سعودی استخدام شده‌اند. تعداد زیادی از آنها مایل به انجام همین کار هستند. و بن لادن در افغانستان چند صد سعودی را با خود دارد، که اکنون با او می‌جنگند. برخی از آنها قبلاً در بمباران آمریکا کشته شده‌اند. و این افراد از روحانیون، روحانیون رسمی که از دولت حقوق می‌گیرند، حمایت می‌شوند. ... به نظر می‌رسد که دولت در آن زمان نوعی اسکیزوفرنی دارد. از یک طرف، ایالات متحده را در آغوش می‌گیرد. آنها به ما نفت می‌فروشند، با اوپک از ما اطاعت می‌کنند، در ایالات متحده سرمایه‌گذاری می‌کنند. از طرف دیگر، شما می‌گویید که آنها از روحانیتی حمایت می‌کنند که از ایالات متحده متنفر است.آنها از روحانیونی که از ایالات متحده متنفرند حمایت می‌کنند و من نمی‌دانم چرا، چون این به نفع خانواده سلطنتی و عربستان سعودی نیست. اگر عربستان سعودی نیاز به مدرن شدن داشت، باید این رابطه تاریخی بین خاندان سعود و خاندان عبدالوهاب را قطع می‌کردند. این به ملت آسیب بزرگی وارد کرده است... من واقعاً به این فکر کردم که چرا... دولت عربستان سعودی. من واقعاً به این فکر کردم که چرا [آنها] اصرار دارند با عبدالوهاب، خانواده سلفی که سلفی‌ها را [تأسیس کردند] متحد شوند. من فکر می‌کنم این یک... یک چیز نجدایی است. نجد مرکز دین در عربستان سعودی است. اسلام سلفی از اینجا شروع شد. و از آنجا که همه سعودها نجدی هستند، آنها و نجدی‌ها ذاتاً - و من خودم در اصل نجدی هستم - افراد بسیار نژادپرست هستند. و آنها خود را از جایگاه بالاتری نسبت به دیگران می‌دانند... مردم برگزیده؟ مردم برگزیده. و این یک چیز نژادپرستانه است، زیرا سیستم در عربستان سعودی یک سلطنت است که مبتنی بر اتحادهای قبیله‌ای و اتحادهای مذهبی است. و چون از نجد شروع شد، دین به عبدالوهاب داده شده و سیاست به آل سعود رسیده است، و آنها نمی‌خواهند این معادله را تغییر دهند... من کمی گیج شده‌ام. شما می‌گویید که در عربستان سعودی ناآرامی وجود دارد؟    

  عربستان سعودی، انواع مختلفی از ناآرامی وجود دارد. به عنوان مثال، افرادی هستند که در اینترنت صحبت می‌کنند. آنها آزادی خود را در اینترنت می‌یابند. اگرچه اینترنت بسیار بسیار شدید کنترل می‌شود... در عربستان سعودی به شدت کنترل می‌شود؟ بله، در عربستان سعودی. احتمالاً یکی از [تنها] کشورهای جهان است که دسترسی به اینترنت را کنترل می‌کند. و آنها وب‌سایت‌هایی را که با آنها مطابقت ندارد، به ویژه وب‌سایت‌های سیاسی، که در آنها مردم دیدگاه‌های خود را بیان می‌کنند، مسدود می‌کنند. و من شخصاً مسئول راه‌اندازی چندین اتاق گفتگو یا تالار گفتگو هستم تا سعودی‌ها بتوانند صحبت کنند و هر چیزی را که می‌خواهند بگویند. و این سایت‌ها معمولاً مسدود می‌شوند، بنابراین ما باید همیشه آنها را جابجا کنیم. بنابراین دولت اینترنت را مسدود می‌کند؛ آموزش مذهبی بنیادگرایانه، حتی شیعه، از یک نوع خاص از باورهای مسلمانان سنی را الزامی می‌کند. بله. زنان مجاز به کار نیستند؟ آنها فقط در آموزش زنان و مراقبت‌های بهداشتی مجاز به کار هستند. همین؟ همین. به همین دلیل است که نرخ بیکاری زنان بیش از 70 درصد است. و این همانطور که می‌گویند، انتخابی نیست. به این دلیل است که بسیاری از آنها سال‌هاست که نمی‌توانند شغلی پیدا کنند. و برای مردان، نرخ کلی بیکاری چقدر است؟ فکر می‌کنم آنها به یک میلیون بیکار در سعودی‌ها اعتراف کردند. اما فکر می‌کنم این تعداد دو برابر این است. یک میلیون از... چهارده میلیون؟ نیروی کار سعودی اکنون شاید چهار، شاید شش میلیون باشد. یک میلیون بیکار است. این طبق آمار دولت است. من معتقدم که این تعداد بسیار بیشتر است. و شاهزاده بندر به ما می‌گفت: "یک لحظه صبر کنید. این مخالفانی که با آنها صحبت کرده‌اید، دموکرات نیستند. مانند سعد فقیه، آنها بنیادگرایی محدودتری می‌خواهند. آنها بنیادگرایی محدودتری از آنچه ما در حال حاضر داریم می‌خواهند." درست است. آن اپوزیسیونی که شاهزاده بندر در مورد آن صحبت می‌کند دموکراتیک نیست و آنها از دموکراسی حمایت نمی‌کنند. ... اما مردم، لیبرال‌ها در عربستان سعودی مانند من و دیگران، که خواهان فضای باز بیشتر، پارلمان، مطبوعات آزاد، آزادی بیشتر مذهب و سازمان‌های حقوق بشری هستند. من از آنها خواسته‌ام که یک حزب حقوق بشر در عربستان سعودی تأسیس کنند. آنها نپذیرفتند. من از آنها نخواستم که دولت را سرنگون کنند. چه کسی امتناع کرد؟ دولت، دولت عربستان سعودی. بگذارید بفهمم. سعد فقیه بنیادگرا است؟ بله. ویکتور سعد فقیه بنیادگرا است. او سلفی است. او بیشتر از دولت سلفی است. من ویکتور سعد را می‌شناسم و ایده‌های او را می‌دانم. او از نهاد رسمی سلفی افراطی‌تر است. اما او می‌گوید که حامی بن لادن نیست. ... این به چه معناست که او حامی بن لادن نیست؟ او می‌گوید که به خشونت اعتقادی ندارد.

فکر می‌کنم اینطور نیست. فکر می‌کنم اینطور نیست. تا جایی که من از او می‌دانم، خودش به خشونت اعتقادی ندارد. اما ندیده‌ام که ویکتور سعد هم آن را محکوم کند. او آن را محکوم نکرد. بنابراین او و دیگران به بن لادن، به یک معنا، از دیدگاه خودشان، به عنوان یک نیروی مثبت نگاه می‌کنند؟ خب، شاید ویکتور سعد فقیه، بن لادن را از نقطه نظر سیاسی می‌بیند، اینکه بن لادن به سعد فقیه کمک می‌کند. بن لادن افراطی است و سعد فقیه در کنار بن لادن خیلی بهتر به نظر می‌رسد. و شاید به همین دلیل است که سعد فقیه حضور بن لادن را دوست دارد. ... آیا تعجب می‌کنید که شیخ نابینا، عمر عبدالرحمان، برای تدریس در یک مدرسه دخترانه در عربستان سعودی دعوت شده است؟ نه. در عربستان سعودی، چون او نابینا است ... بسیاری از روحانیون نابینا اجازه تدریس دارند، زیرا آنها دختران را نمی‌بینند. ... اما او یک انقلابی است. او بنیادگرای یک بنیادگرا است. در آن زمان، هیچ درگیری با غرب وجود نداشت. او با غرب درگیری نداشت. او فقط در حال توسعه بود. اما او آن برداشت سلفی از اسلام را با خود داشت، و آنها کسی را می‌خواستند، و می‌خواستند او را به اینجا بیاورند، و آنها خیلی از روحانیون مسلمان را دوست داشتند، که جذابیت دلارهای نفتی را می‌دیدند، به عربستان سعودی آمدند. آنها پیشینه خود را محکوم کردند زیرا می‌خواستند در یک ویلا زندگی کنند و یک مرسدس بنز برانند. آنها از مصر، سوریه و سودان آمده بودند. و آنها سلفی شدند، زیرا دلار را دوست داشتند... بنابراین واقعاً این واقعیت است که این بنیادگرایان از حمایت تمام پول سعودی برخوردار بودند - که توانستند این شکل از اسلام را گسترش دهند؟ بله، درست است. ... بنابراین تمام پول نفت، که از طریق دولت مرتبط است، به گسترش این شکل از اسلام در سراسر کشور کمک کرده است. بله. درست است. دولت سعودی با صرف صدها میلیون دلار در سه دانشگاه از هفت دانشگاه عربستان سعودی که دانشگاه‌های مذهبی هستند، به طور سیستماتیک از تبلیغ اسلام سلفی حمایت مالی کرده است. آنها هزاران مسجد در سراسر جهان، از جمله ایالات متحده، ساخته‌اند. آنها بورسیه‌های رایگان به غیر سعودی‌ها داده‌اند تا بیایند و سلفی بخوانند و سلفی شوند. آنها هر تابستان ۲۰۰۰ روحانی سلفی را به سراسر جهان می‌فرستند. آنها میلیون‌ها کتاب به هر زبانی برای ترویج اسلام سلفی چاپ می‌کنند. آنها همایش‌ها و کنفرانس‌هایی دارند. آنها صدها و صدها میلیون دلار برای حمایت از تفکر سلفی اسلام هزینه می‌کنند. آنها از اسلام سنی حمایت نمی‌کنند، از اسلام شیعه حمایت نمی‌کنند. و من در گزارش خود در مورد آزادی مذهبی در عربستان سعودی اشاره کردم که آنها به سایر مسلمانان پول نمی‌دهند. اگر آنها به گسترش اسلام علاقه‌مند بودند، به سایر مسلمانان پول نمی‌دادند. این دولت است... آیا گزیده‌های دیگری از هر یک از این کتاب‌ها وجود دارد که بخواهید برای ما بخوانید؟ اینجا می‌گوید، شماره چهار می‌گوید: در اسلام تخریب، سوزاندن و خراب کردن قلعه‌های کفار مجاز است. آمریکایی‌ها یا مسیحیان کفار هستند. و هر چیزی که آنها نابود می‌کنند، هر چیزی که آنها استفاده می‌کنند... علیه مسلمانان...اگر تخریب برای حمایت از اسلام و نابودی کفار بوده است. این خیلی سخت است. و آمریکایی‌ها کافر هستند؟ بله. آمریکایی. ایالات متحده آمریکا. چرا اینطور است؟ چون شما غیرمسلمان هستید. شما غیرمسلمان هستید. شما کافر هستید چون منکر خدا هستید. این [موضوع] همین است. و این یک کتاب رسمی... چاپ شده توسط دولت است؟ این یک کتاب رسمی است. این چاپ شده، بله. این برای کلاس نهم است، چاپ شده تا سال ۲۰۰۰. اینجا می‌گوید، وزیر آموزش و پرورش تصمیم گرفته است که این کتاب را تدریس کند و با هزینه خودش چاپ کند. و این صفحه اول است. 

  و توزیع شده است... این جزو برنامه درسی مدارس است. تدریس می‌شود. برای دانش‌آموزان کلاس نهم در عربستان سعودی اجباری است. 


شواهد جدید نشان می‌دهد که حداقل دو مقام سعودی ممکن است عمداً به هواپیماربایان ۱۱ سپتامبر کمک کرده باشند.
اطلاعات تازه فاش شده همچنین این سوال را مطرح می‌کند که آیا اف‌بی‌آی و سیا شواهد مربوط به روابط احتمالی پادشاهی با توطئه‌گران را به درستی مدیریت نکرده یا کم‌اهمیت جلوه داده‌اند یا خیر.

از آغاز تحقیقات ایالات متحده در مورد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، این سوال که آیا دولت عربستان سعودی ممکن است در این پرونده دست داشته باشد یا خیر، مطرح بوده است.

اف‌بی‌آی، پس از گسترده‌ترین تحقیقات جنایی در تاریخ خود، به این نتیجه رسید که یک مقام رده پایین سعودی که به دو هواپیماربای اول در کالیفرنیا کمک کرده بود، به‌طور اتفاقی با آنها ملاقات کرده و ناخواسته به آنها کمک کرده است. سازمان سیا اعلام کرد که هیچ مدرکی دال بر نقش سطح بالاتر عربستان سعودی ندیده است. کمیسیون دو حزبی یازده سپتامبر این یافته‌ها را پذیرفت. یک  تیم کوچک اف‌بی‌آی به بررسی  بیشتر این سوال ادامه داد و اطلاعاتی را ارائه داد که در مورد برخی از این نتیجه‌گیری‌ها تردید ایجاد کرد.

اما اکنون، ۲۳ سال پس از حملات، شواهد جدیدی پدیدار شده است که قوی‌تر از همیشه نشان می‌دهد حداقل دو مقام سعودی عمداً به اولین هواپیماربایان القاعده هنگام ورود به ایالات متحده در ژانویه ۲۰۰۰ کمک کرده‌اند.

اینکه آیا سعودی‌ها می‌دانستند این مردان تروریست هستند یا خیر، هنوز مشخص نیست. اما اطلاعات جدید نشان می‌دهد که هر دو مقام با چهره‌های سعودی و مذهبی دیگری که با القاعده و سایر گروه‌های افراطی ارتباط داشتند، همکاری می‌کردند.

بیشتر شواهد در یک دادخواست فدرال طولانی مدت علیه دولت عربستان سعودی توسط بازماندگان حملات و بستگان کشته شدگان جمع آوری شده است. این دادخواست به لحظه حساسی رسیده است، زیرا یک قاضی در نیویورک آماده می شود تا در مورد درخواست عربستان سعودی برای رد این پرونده رأی دهد.

با این حال، اطلاعات ارائه شده در پرونده شاکیان - که شامل ویدیوها، سوابق تلفنی و سایر اسنادی است که بلافاصله پس از حملات جمع‌آوری شدند اما هرگز با محققان کلیدی به اشتراک گذاشته نشدند - از همین حالا، ارزیابی مجدد اساسی از احتمال ارتباط دولت عربستان سعودی با هواپیماربایان را ضروری می‌سازد.

پرونده‌های دادگاه همچنین این سوال را مطرح می‌کند که آیا اف‌بی‌آی و سیا، که بارها اهمیت ارتباط عربستان سعودی با هواپیماربایان را رد کرده‌اند، شواهد مربوط به همدستی احتمالی پادشاهی عربستان در حملاتی که منجر به کشته شدن ۲۹۷۷ نفر و زخمی شدن هزاران نفر دیگر شد را به درستی مدیریت نکرده یا عمداً کم‌اهمیت جلوه داده‌اند یا خیر.

دنیل گونزالس، مامور بازنشسته اف‌بی‌آی که تقریباً ۱۵ سال ارتباطات سعودی‌ها را پیگیری می‌کرد، پرسید: «چرا این اطلاعات الان منتشر می‌شود؟ ما باید همه اینها را سه یا چهار هفته پس از ۱۱ سپتامبر می‌داشتیم.»

مقامات سعودی مدت‌هاست هرگونه دخالت در این توطئه را رد می‌کنند و تأکید دارند که آنها مدت‌ها قبل از سال ۲۰۰۱ با القاعده در جنگ بوده‌اند.

آنها همچنین به ارزیابی‌های قبلی ایالات متحده، به ویژه خلاصه یک صفحه‌ای گزارش مشترک اف‌بی‌آی و سیا که در سال ۲۰۰۵ توسط دولت بوش منتشر شد، تکیه کرده‌اند. در آن خلاصه آمده است که هیچ مدرکی مبنی بر اینکه «دولت عربستان یا اعضای خانواده سلطنتی عربستان آگاهانه از این حملات حمایت کرده‌اند» وجود ندارد.

صفحاتی از این گزارش که در سال ۲۰۲۲ از حالت طبقه‌بندی خارج شدند، نقش عربستان سعودی را مورد انتقاد بیشتری قرار می‌دهند و به تشریح بودجه گسترده عربستان سعودی برای خیریه‌های اسلامی مرتبط با القاعده و بی‌میلی مقامات ارشد سعودی برای همکاری با تلاش‌های ضد تروریسم ایالات متحده می‌پردازند.

روایت شاکیان هنوز شکاف‌های قابل توجهی در داستان چگونگی فرار دو عامل شناخته‌شده القاعده، نواف الحازمی و خالد المحضار، از نظارت سیا در خارج از کشور، پرواز با نام خود به لس‌آنجلس و سپس - با وجود اینکه انگلیسی صحبت نمی‌کردند و ظاهراً کسی را نمی‌شناختند - در جنوب کالیفرنیا مستقر شدند تا مقدمات حملات را آغاز کنند، باقی می‌گذارد.

با این حال، این دادخواست لایه‌هایی از تناقضات و فریبکاری در تصویر دولت سعودی از عمر البیومی، دانشجوی میانسال سعودی در سن دیگو که چهره اصلی شبکه حمایت از هواپیماربایان بود، را آشکار کرده است.

تقریباً بلافاصله پس از حملات یازده سپتامبر، مأموران اف‌بی‌آی بیومی را به عنوان کسی که به دو جوان سعودی در اجاره آپارتمان، افتتاح حساب بانکی و رسیدگی به سایر نیازها کمک کرده بود، شناسایی کردند. بیومی که در آن زمان ۴۲ ساله بود، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در بیرمنگام انگلستان، جایی که برای ادامه تحصیل در رشته بازرگانی به آنجا نقل مکان کرده بود، دستگیر شد. بازرسان تروریسم اسکاتلند یارد به مدت یک هفته در لندن از او بازجویی کردند، در حالی که دو مأمور اف‌بی‌آی جلسات را زیر نظر داشتند.

بیومی از همان ابتدا، طبق متن‌های تازه منتشر شده از بازجویی‌ها، ریاکاری کرد. او گفت که به سختی دو عامل القاعده را به یاد می‌آورد، زیرا پس از مراجعه به کنسولگری عربستان برای تمدید گذرنامه‌اش، به طور اتفاقی در یک کافه حلال در حومه لس‌آنجلس، کالور سیتی، با آنها ملاقات کرده بود. شواهد نشان می‌دهد که او در واقع گذرنامه خود را یک روز قبل از مواجهه در کافه تمدید کرده است، که یکی از نشانه‌های متعدد برنامه‌ریزی شده بودن ملاقات او با هواپیماربایان است.

پس از فشار دیپلمات‌های سعودی، بیومی بدون هیچ اتهامی توسط مقامات بریتانیایی آزاد شد. مقامات آمریکایی تلاشی برای استرداد او نکردند.

دو سال بعد، در عربستان سعودی، بیومی برای مصاحبه با اف‌بی‌آی و کمیسیون یازده سپتامبر که تحت نظارت مقامات اطلاعاتی عربستان سعودی بودند، حاضر شد. او بار دیگر اصرار داشت که فقط از هواپیماربایان استقبال کرده است. او گفت که از نقشه‌های آنها چیزی نمی‌دانسته و با جهاد خشونت‌آمیز مخالف بوده است.

گونزالس و دیگر مأموران اف‌بی‌آی مشکوک بودند. اگرچه ظاهراً بیومی دانشجو بود، اما تقریباً هیچ درسی نخوانده بود. او در تأسیس یک مسجد با بودجه عربستان سعودی در سن دیگو و توزیع پول در جامعه مسلمانان بسیار فعال‌تر بود. (دولت عربستان سعودی مخفیانه از طریق یک شرکت خدمات هوانوردی در هوستون به او پول پرداخت می‌کرد.)

مقامات اف‌بی‌آی در واشنگتن، تصویر سعودی از بیومی را به عنوان یک حسابدار دولتی مهربان و تا حدودی دست و پا چلفتی که سعی در بهبود مهارت‌های خود دارد، و به عنوان یک مسلمان معتقد اما میانه‌رو - و نه یک جاسوس - پذیرفتند. ژاکلین مگوایر، مامور ارشد تیم اف‌بی‌آی که او را بررسی می‌کرد، به کمیسیون 11 سپتامبر گفت که «تمام نشانه‌ها» حاکی از آن است که ارتباط بیومی با هواپیماربایان نتیجه «یک برخورد تصادفی» در کافه بوده است.

کمیسیون یازده سپتامبر این ارزیابی را پذیرفت. بازرسان کمیسیون به رفتار «مهربان و اجتماعی» بیومی در مصاحبه‌ها اشاره کردند و او را «نامحتمل‌ترین نامزد برای همکاری مخفیانه با افراط‌گرایان اسلام‌گرا» خواندند. این هیئت «هیچ مدرک معتبری مبنی بر اعتقاد او به افراط‌گرایی خشونت‌آمیز یا کمک آگاهانه به گروه‌های افراطی» پیدا نکرد.

اما در سال ۲۰۱۷، اف‌بی‌آی به این نتیجه رسید که بیومی در واقع یک جاسوس سعودی بوده است - اگرچه این یافته را تا سال ۲۰۲۲، پس از آنکه رئیس جمهور جو بایدن به آژانس‌ها دستور داد اسناد بیشتری از پرونده‌های ۱۱ سپتامبر را از طبقه‌بندی خارج کنند، مخفی نگه داشت.

صفحه‌ای از یک پرونده ارائه شده توسط شاکیان در یک دعوی طولانی مدت علیه دولت عربستان سعودی در مورد نقش احتمالی آن در حملات 11 سپتامبر. این پرونده شامل تصاویری از ویدئویی از یک مقام سعودی، عمر البیومی، است که در سال 1999 از واشنگتن دی سی بازدید کرده است.  این پرونده توسط ProPublica از دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده در ناحیه جنوبی نیویورک به دست آمده است.

اینکه دقیقاً بیومی برای چه کسی در دولت عربستان سعودی کار می‌کرد، هنوز مشخص نیست. گزارش‌های اف‌بی‌آی او را به عنوان یک «همکار» یا مأمور پاره وقت سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی توصیف می‌کنند، اما می‌گویند که او به شاهزاده بندر بن سلطان، سفیر قدرتمند سابق پادشاهی در واشنگتن، گزارش می‌داد. (وکلای دولت عربستان سعودی همچنان انکارهای قبلی بیومی مبنی بر اینکه او هرگز «ماموریت» برای اطلاعات عربستان داشته است را تکرار کرده‌اند.)

لایه دیگری از هویت پنهان بیومی از اسناد، نوارهای ویدیویی و سایر مدارکی که در زمان دستگیری او در انگلستان از خانه و دفترش ضبط شده بود، آشکار شده است. شاکیان سال‌ها به دنبال این اطلاعات از وزارت دادگستری بودند، اما تقریباً هیچ چیزی دریافت نکردند تا اینکه مقامات بریتانیایی در سال ۲۰۲۳ شروع به اشتراک‌گذاری کپی‌های خود از این مدارک کردند.

اگرچه مقامات سعودی اصرار دارند که بیومی صرفاً در یک مسجد محلی داوطلبانه فعالیت می‌کرده است، اما شواهد بریتانیا به همکاری عمیق‌تر او با وزارت امور اسلامی اشاره دارد. خاندان سلطنتی سعودی این وزارتخانه را در سال ۱۹۹۳ به عنوان بخشی از یک پیمان حکومتی با روحانیون قدرتمند تأسیس کرده بودند. در ازای حمایت سیاسی، آنها به روحانیون کنترل مؤثر بر امور مذهبی داخلی را واگذار کردند و تلاش‌های آنها را برای گسترش نسخه بنیادگرای وهابی از اسلام در خارج از کشور تأمین مالی کردند.

از آغاز تحقیقات اف‌بی‌آی در مورد یازده سپتامبر، مأموران بخش کوتاهی از یک نوار ویدیویی ضبط‌شده در مهمانی‌ای که بیومی برای حدود دو دوجین مرد مسلمان در فوریه ۲۰۰۰، اندکی پس از ورود حزمی و محضار به سن دیگو، ترتیب داده بود را با دقت بررسی کردند.

بیومی ادعا کرد که این هم یک اتفاق دیگر بود که او این مراسم را در آپارتمان هواپیماربایان برگزار کرد. او گفت که دو جوان سعودی هیچ ارتباطی با این گردهمایی نداشتند، اما او مجبور بود همسر و سایر زنان را در آپارتمان خودش نگه دارد و طبق رسم مسلمانان محافظه‌کار، آنها را از مهمانان مرد جدا کند.

اف‌بی‌آی نسخه کاملی از فایل صوتی VHS را نه با مأموران میدانی خود و نه با خانواده‌های قربانیان یازده سپتامبر که بارها به دنبال آن بودند، به اشتراک نگذاشت. (سخنگوی اف‌بی‌آی از اظهار نظر در مورد نحوه برخورد اداره با شواهد بایومی خودداری کرد.) اما فایل صوتی کامل دسامبر گذشته توسط پلیس بریتانیا در اختیار شاکیان قرار گرفت.

نسخه طولانی‌تر، گردهمایی بیومی را از زاویه دیگری نشان می‌دهد. اگرچه مهمان افتخاری اسمی یک روحانی سعودی مهمان است، اما دو هواپیماربا با دقت به سایر مهمانان معرفی می‌شوند و ظاهراً در مرکز توجه قرار دارند.

وکلای شاکیان پس از شناسایی بسیاری از مهمانان مهمانی برای اولین بار، توانستند مستند کنند که بسیاری از آنها بعدها نقش‌های مهمی در شبکه پشتیبانی هواپیماربایان ایفا کردند و به آنها در راه‌اندازی خدمات اینترنت و تلفن، ثبت نام در کلاس‌های زبان انگلیسی و خرید یک ماشین دست دوم کمک کردند.

وکلا در مورد مهمانان مهمانی نوشتند: «بیومی این افراد را انتخاب کرد زیرا می‌دانست و ارزیابی می‌کرد که آنها برای ارائه انواع مهم پشتیبانی به عوامل القاعده مناسب هستند.»

نوار ویدئویی دیگری که از خانه بیومی در بیرمنگام گرفته شده، حتی بیشتر با تصویری که او به اف‌بی‌آی و کمیسیون یازده سپتامبر منتقل کرده، در تضاد است. این ویدئو، بیومی را در حالی که در اوایل تابستان ۱۹۹۹ به همراه دو روحانی سعودی در واشنگتن دی‌سی حضور دارد، دنبال می‌کند.

وکلای دولت عربستان سعودی این فایل صوتی را یک یادگاری بی‌ضرر خواندند - «یک ویدیوی توریستی که شامل تصاویری از آثار هنری، باغچه‌های گل و یک سنجاب در چمن کاخ سفید است.» اما وکلای شاکیان هدف شوم‌تری را مطرح می‌کنند، به خصوص که بیومی بر موضوع اصلی خود تمرکز دارد: ارائه گسترده ساختمان کنگره که از چندین نقطه دید و در ارتباط با سایر بناهای تاریخی واشنگتن نشان داده می‌شود.

بیومی در این ویدئو می‌گوید: «برادران گرامی، از واشنگتن به شما درود می‌فرستیم و به شما خوشامد می‌گوییم.» سپس، در حالی که جلوی دوربین ایستاده است، خود را «عمر البیومی از کاپیتول هیل، ساختمان کاپیتول» معرفی می‌کند.

این فیلم، ساختمان کنگره را از زوایای مختلف نشان می‌دهد و به ویژگی‌های معماری، ورودی‌ها و حرکت ماموران امنیتی اشاره می‌کند. بایومی روایت خود را با زبانی مذهبی آمیخته و به یک «نقشه» اشاره می‌کند.

شاکیان در یکی از اسناد دادگاه با استناد به تحلیل یک کارشناس سابق اف‌بی‌آی مدعی شده‌اند: «فیلم ویدئویی بیومی و روایت او، روایت یک توریست نیست.» آنها می‌افزایند که این ویدئو «نشانه‌های عملیات برنامه‌ریزی تروریستی را دارد که توسط مأموران اجرای قانون و بازرسان مبارزه با تروریسم در ویدئوهای عملیاتی ضبط‌شده از گروه‌های تروریستی از جمله القاعده شناسایی شده است.»

وکلای دولت عربستان سعودی این نتیجه‌گیری را به عنوان یک ادعای بی‌اساس رد کردند.

اما زمان‌بندی این ویدئو قابل توجه است. طبق گزارش کمیسیون یازده سپتامبر، اسامه بن لادن و دیگر رهبران القاعده بحث در مورد «عملیات هوایی» خود را در بهار ۱۹۹۹ آغاز کردند. اگرچه آنها در مورد اینکه کدام نقاط مهم آمریکا را هدف قرار دهند اختلاف نظر داشتند، اما در این گزارش آمده است که «همه آنها می‌خواستند ساختمان کنگره را هدف قرار دهند.»

دو روحانی سعودی که در این سفر به بیومی پیوستند، عادل السدحان و متعب السدیری، به اصطلاح مبلغ بودند - فرستادگان وزارت امور اسلامی که برای تبلیغ به خارج از کشور اعزام شده بودند. بازرسان آمریکایی بعداً آنها را به تعداد انگشت شماری از شبه‌نظامیان اسلام‌گرا مرتبط دانستند.

صفحه دیگری از مدارک شاکیان، دو مقام مذهبی سعودی، متعب السدیری و عادل السدحان، را در طول سفری به منطقه واشنگتن دی سی به همراه بیومی در اوایل تابستان ۱۹۹۹ نشان می‌دهد.  این عکس توسط پروپابلیکا از دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده در ناحیه جنوبی نیویورک به دست آمده است.

از همه مهم‌تر، سدیری، که بیومی او را به عنوان امیر یا رهبر سفر واشنگتن توصیف می‌کند، چندین ماه را در کلمبیا، میسوری، با زیاد خلیل، یک عضو فلسطینی-آمریکایی القاعده که در سال ۱۹۹۸ یک تلفن ماهواره‌ای را به بن لادن در افغانستان تحویل داد، زندگی کرد. مقامات اف‌بی‌آی گفته‌اند که رهبر القاعده از این تلفن برای هماهنگی بمب‌گذاری‌های مرگبار سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا استفاده کرده است.

سودیری و سادان که دارای موقعیت دیپلماتیک بودند، پیش از این به کالیفرنیا سفر کرده بودند، با بیومی همکاری داشتند و در یک مهمانخانه کوچک در سن دیگو اقامت داشتند، جایی که هواپیماربایان بعداً در آنجا زندگی کردند. جزئیات جدید زیادی از سفرهای آنها در اسناد بریتانیا فاش شده است. این دو سعودی پیش از این حتی آشنایی با بیومی را انکار کرده بودند، که یکی از ادعاهای دروغین بسیاری در شهادت‌های هماهنگ شده توسط دولت عربستان سعودی بود.

شواهد جدید همچنین نشان می‌دهد که سدحان و سودیری با دیگر مقام کلیدی سعودی مرتبط با هواپیماربایان، روحانی فهد الثمیری، همکاری داشته‌اند. به گفته یکی از منابع اف‌بی‌آی، این ثمیری، امام ۳۲ ساله یک مسجد برجسته سعودی در کالور سیتی، بود که هنگام ورود هواپیماربایان در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۰، از آنها استقبال کرد و مسکن موقت و سایر نیازهای آنها را فراهم نمود.

ثمیری، یکی از مقامات وزارت امور اسلامی که در کنسولگری عربستان نیز منصوب شده بود، اصرار داشت که هیچ خاطره‌ای از حزمی و محضار ندارد، اگرچه این سه نفر توسط چندین خبرچین اف‌بی‌آی با هم دیده شده بودند. ثمیری همچنین با وجود سوابق تلفنی که حداقل پنج دوجین تماس بین آنها را نشان می‌دهد، آشنایی با بیومی را انکار کرد. ویزای دیپلماتیک ثمیری در سال ۲۰۰۳ به دلیل مشکوک بودن به دست داشتن او در فعالیت‌های تروریستی توسط وزارت امور خارجه لغو شد.

در یک تحلیل گسترده از سوابق تلفنی تهیه شده توسط اف‌بی‌آی و مقامات بریتانیایی، شاکیان همچنین آنچه را که الگوهای هماهنگی مربوط به بیومی، ثمیری و دیگر مقامات سعودی می‌نامیدند، مستند کردند. (وکلای دولت عربستان سعودی گفتند که این تماس‌ها مربوط به امور مذهبی پیش پا افتاده بوده است.)

برای مثال، دو هفته قبل از ورود هواپیماربایان، سوابق نشان می‌دهد که بین بیومی، ثمیری و مدیر امور اسلامی سفارت عربستان در واشنگتن تماس‌هایی برقرار شده است. بیومی و ثمیری همچنین در همان زمان چندین تماس با یک روحانی برجسته یمنی-آمریکایی به نام انور العولقی برقرار کردند که بعدها به عنوان یکی از رهبران مهم القاعده در یمن ظهور کرد.

مدت‌هاست که مشخص شده است که العولقی، که در سال ۲۰۱۱ در حمله پهپادی آمریکا کشته شد، با الحازمی و المحضار در سن دیگو ارتباط داشته و پس از نقل مکان به مسجدی در فالز چرچ، ویرجینیا، با دو هواپیماربای دیگر ۱۱ سپتامبر ملاقات کرده است. اما بسیاری از بازرسان اف‌بی‌آی معتقد بودند که او مدت‌ها پس از ۱۱ سپتامبر رادیکال شده و ممکن است از نقشه‌های هواپیماربایان بی‌اطلاع بوده باشد.

شواهد جدید ثبت‌شده در پرونده دادگاه، به رابطه‌ای مهم‌تر اشاره دارد. به نظر می‌رسد العولقی به محض ورود حزمی و محضار به سن دیگو، با آنها ملاقات کرده است. او به بیومی در اجاره آپارتمان و افتتاح حساب‌های بانکی کمک کرده است و دیگران او را به عنوان یک مشاور معنوی مورد اعتماد می‌شناختند.

الکساندر ملئاگرو-هیچنز، زندگینامه‌نویس العولقی که به عنوان متخصص شاکیان خدمت می‌کرد، گفت: «جهان‌بینی العولقی «کاملاً با جهان‌بینی القاعده در آن زمان مطابقت داشت. اطلاعات جدیدی که اکنون علنی شده است، علاوه بر آنچه که ما در مورد آموزه‌ها و ارتباطات او می‌دانیم، این نتیجه‌گیری را منطقی می‌کند که العولقی می‌دانسته است که هواپیماربایان بخشی از شبکه القاعده هستند.»

ادامه مطلب

عملیات Encore و ارتباط با عربستان سعودی: تاریخچه‌ای محرمانه از تحقیقات یازده سپتامبر

چه کسی صاحب پروپابلیکا است؟ هیچ‌کس.

داستانی که خواندید، توسط خوانندگان ما ممکن شد. امیدواریم که این داستان شما را به حمایت از پروپابلیکا ترغیب کند تا بتوانیم به تحقیقات خود ادامه دهیم که نوری بر قدرت بتاباند، حقیقت را آشکار کند و تغییرات واقعی را رقم بزند.

پروپابلیکا یک اتاق خبر غیرانتفاعی است که به روزنامه‌نگاری بی‌طرفانه و مبتنی بر شواهد اختصاص دارد و صاحبان قدرت را پاسخگو نگه می‌دارد. ما که در سال ۲۰۰۸ برای مقابله با کاهش گزارشگری تحقیقی تأسیس شدیم، بیش از ۱۵ سال را صرف کشف بی‌عدالتی، فساد و سوءاستفاده از قدرت کرده‌ایم - کاری که کند، پرهزینه و بیش از هر زمان دیگری برای دموکراسی ما حیاتی است. با هشت جایزه پولیتزر و اصلاحاتی که در دولت‌های ایالتی و محلی، مشاغل، مؤسسات و موارد دیگر ایجاد شده است، گزارشگری ما تضمین می‌کند که منافع عمومی در اولویت قرار دارد.

امروز، مخاطرات از همیشه بیشتر است. از اخلاق در ادارات دولتی گرفته تا مراقبت‌های بهداشت باروری، بحران آب و هوا و فراتر از آن، پروپابلیکا همچنان در خط مقدم داستان‌هایی است که بیشترین اهمیت را دارند. هدیه شما به ما کمک می‌کند تا قدرتمندان را پاسخگو و حقیقت را در دسترس نگه داریم.

به بیش از ۹۰،۰۰۰ حامی در سراسر کشور بپیوندید  که از روزنامه‌نگاری تحقیقی که آگاهی‌بخش، الهام‌بخش و تأثیرگذار است، حمایت می‌کنند. از شما برای امکان‌پذیر کردن این کار سپاسگزاریم.

به پروپابلیکا کمک مالی کنید

No comments:

Post a Comment