آمریکا قراردادی برای کمک به عربستان سعودی در دستیابی به انرژی هستهای امضا کرد
دولت ترامپ روز چهارشنبه اعلام کرد که رسماً قراردادی را با عربستان سعودی امضا کرده است که به گفته مقامات میتواند به این کشور در غنیسازی سوخت راکتورهای هستهایاش کمک کند.
وزارت انرژی اعلام کرد که کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، و شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، قراردادی برای همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی امضا کردهاند. این دو مقام همچنین چیزی را امضا کردند که دولت آن را توافقنامهای دوجانبه در مورد پادمانهای هستهای توصیف کرد.
آقای رایت گفت: «مطمئن باشید، این توافقنامهها بالاترین استانداردهای ایمنی هستهای و عدم اشاعه را رعایت میکنند، ضمن اینکه به بهترین فناوری هستهای جهان و دانشمندانی که همین جا در ایالات متحده طراحی شدهاند، متکی هستند. به لطف رئیسجمهور ترامپ، رنسانس هستهای آمریکا در حال انجام است و مزایای بلندمدتی را برای مردم آمریکا و عربستان سعودی به ارمغان خواهد آورد.»
این توافق نیاز به بررسی توسط کنگره دارد که قدرت رأی دادن به قطعنامه عدم تأیید را دارد. اما در عمل، این توافق احتمالاً تصویب خواهد شد، زیرا کنگره برای لغو ابتکار عمل آقای ترامپ باید اکثریتی را که وتو را نقض کند، جمع کند.
این توافق قرار است ایالات متحده را در حالی که جنگ با ایران روابط را تیره کرده است، بیش از پیش به دولت عربستان سعودی متعهد کند. به گفته مقامات، دولت ترامپ تخمین میزند که این توافق میلیاردها دلار برای صنعت هستهای ایالات متحده فراهم خواهد کرد - از وستینگهاوس که بسیاری از رآکتورهای فروخته شده به خارج از کشور را طراحی میکند، شروع میشود.
دولت عربستان سعودی بیش از پنج سال است که در تلاش برای امضای چنین توافقی است و در این راه با مخالفت مقامات و کارشناسان آمریکایی که نگرانی خود را در مورد احتمال استفاده این کشور خلیج فارس از این فناوری برای دستیابی به سلاح هستهای و دامن زدن به مسابقه تسلیحاتی جدید در خاورمیانه ابراز کردهاند، روبرو شده است.
این نوع توافق هستهای که به دلیل نامگذاری آن به بخش ۱۲۳ قانون انرژی اتمی سال ۱۹۵۴، به عنوان توافق ۱۲۳ شناخته میشود ، از نظر قانونی الزامآور است و معمولاً قوانینی را برای انتقال و ذخیرهسازی مواد هستهای تعیین میکند، اگرچه رئیس جمهور میتواند کشورها را از الزامات خاص معاف کند.
مقامات گفتهاند یکی از ویژگیهای قابل توجه این توافق این است که پس از مطالعه مشترک با عربستان سعودی در مورد اقتصاد تولید سوخت هستهای، ممکن است به سعودیها اجازه داده شود اورانیوم را غنیسازی یا پلوتونیوم را در خاک خود بازفرآوری کنند. این در تضاد با توافق سال ۲۰۰۹ با امارات متحده عربی است که در آن امارات متحده عربی موافقت کرد از حق تولید سوخت خود صرف نظر کند.
این توافق سالها مورد بحث بوده است و در دوران دولت بایدن، به عنوان بخشی از یک توافق گستردهتر که شامل به رسمیت شناختن دیپلماتیک اسرائیل توسط عربستان سعودی نیز میشد، پیشبینی میشد. اما پس از حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، این چشمانداز کمرنگ شد. رئیس جمهور ترامپ پیشنهاد همکاری هستهای غیرنظامی ایالات متحده و عربستان سعودی را از هرگونه درخواستی مبنی بر به رسمیت شناختن اسرائیل توسط عربستان سعودی جدا کرد.
دیوید ای. سنگر، ادوارد وانگ، ویلیام براد و ویوین نریم در این زمینه همکاری داشتند.
عربستان سعودی سرشار از نفت است. دلیل هستهای شدن این کشور چیست؟
احتمال توافق ایالات متحده برای اجازه دادن به برنامه غنیسازی هستهای در عربستان سعودی، نگرانیهای دیرینهای را در مورد مسابقه تسلیحات هستهای در خاورمیانه ایجاد کرده است .
محمد بن سلمان، ولیعهد و رهبر بالفعل پادشاهی عربستان سعودی، احتمال ساخت سلاحهای هستهای در آینده را رد نکرده است - به خصوص اگر ایران، همسایه و دشمن دیرینه عربستان سعودی، این کار را انجام دهد.
دولت ترامپ بعدازظهر چهارشنبه اعلام کرد که این توافق امضا شده است، اما صبح پنجشنبه، رئیس جمهور ترامپ آینده آن را در هالهای از ابهام قرار داد. پس از انتقاد رهبران ایالات متحده و اسرائیل از این توافق، رئیس جمهور برای اولین بار اشاره کرد که این توافق مشروط به عادیسازی روابط عربستان سعودی با اسرائیل خواهد بود - که خود برنامه هستهای مخفیانهای دارد.
دولت عربستان سعودی به روشنی اعلام کرده است که بدون ایجاد مسیری برای ایجاد یک کشور فلسطینی، قصد به رسمیت شناختن اسرائیل را ندارد.
اما علاقه عربستان سعودی به ساخت یک برنامه انرژی هستهای به دههها پیش برمیگردد. و علیرغم ترس از گسترش سلاحهای هستهای در منطقه در صورت نجات توافق، این پادشاهی ممکن است انگیزههای دیگری برای ساخت یک برنامه انرژی هستهای داشته باشد که ربطی به توسعه سلاح ندارد.
در اینجا چند دلیل کلیدی وجود دارد که چرا عربستان سعودی ممکن است بخواهد یک برنامه انرژی هستهای غیرنظامی داشته باشد.
برای تنوع بخشیدن به اقتصادش
در سال ۲۰۲۲، نفت خام ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی عربستان سعودی را تشکیل میداد . رهبران این کشور مدتهاست که معتقدند بقای اقتصادی این کشور به کاهش وابستگی به صادرات سوختهای فسیلی بستگی دارد.
با وجود ثروت منابع طبیعی، عربستان سعودی در 10 سال گذشته به جز یک سال، کسری بودجه داشته است. و این کشور جاهطلبیهای پرهزینهای از جمله پروژههای ساختمانی علمی تخیلی و برنامههایی برای ساخت مراکز داده هوش مصنوعی پرمصرف دارد .
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، خطرات اقتصادی را که به شدت به نفت وابسته است، نشان داده است. محاصره تنگه هرمز صادرات نفت عربستان سعودی را به شدت کاهش داده است ، اگرچه کارشناسان میگویند افزایش شدید قیمت نفت ناشی از جنگ به خنثی کردن ضربه اقتصادی کمک کرده است.
رهبران امیدوار بودهاند که عربستان سعودی بتواند به صادرکننده اصلی سنگ معدن اورانیوم نیز تبدیل شود. با این حال، مشخص نیست که آیا ذخایر این کشور به اندازه کافی فراوان یا در دسترس هستند که بتوانند به طور معناداری به اقتصاد کمک کنند یا خیر.
اما اگر به عربستان سعودی اجازه غنیسازی اورانیوم داده شود - چه از معادن داخلی و چه از طریق واردات - میتواند از این ماده برای تأمین نیازهای رو به رشد انرژی خود استفاده کند و ذخایر سوخت فسیلی بیشتری را برای فروش به سایر کشورها آزاد کند.
برای پیشبرد چشماندازی از نوسازی
یک دهه پیش ، شاهزاده محمد برنامههای گستردهای را برای تحول عربستان سعودی اعلام کرد و اعلام کرد که به «اعتیاد» این کشور به نفت پایان خواهد داد.
این برنامهها که با عنوان طرح چشمانداز ۲۰۳۰ شناخته میشوند ، شامل اصلاحات مالی عمده، تغییرات فرهنگی و پروژههای ساختمانی بودند.
رهبران عربستان سعودی همچنین اهداف بلندپروازانهای را در زمینه آب و هوا اعلام کردهاند. در سال ۲۰۲۱، این کشور متعهد شد که تا سال ۲۰۳۰ نیمی از برق خود را از منابع تجدیدپذیر تولید کند.
امروزه، این اهداف دور از دسترس به نظر میرسند. طبق گزارش انجمن جهانی هستهای، کمتر از ۱ درصد از برق عربستان سعودی توسط انرژی خورشیدی و بادی تولید میشود و تقریباً تمام بقیه آن توسط گاز و نفت تولید میشود. محققان و فعالان اقلیمی، پادشاهی عربستان را به اخلال در اجلاسهای جهانی آب و هوا و مانعتراشی در توافقات برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی متهم کردهاند.
با این وجود، رهبران عربستان سعودی ممکن است برنامه غنیسازی هستهای را بخشی از چشمانداز سبز و مدرنسازی بدانند که به دولتهای خارجی، کسبوکارها و مردم خود ارائه دادهاند.
برای افزایش پرستیژ
رهبران سعودی میدانند که توسعه یک برنامه انرژی هستهای داخلی - با این درک که ممکن است به تولید سلاح منجر شود - پیامدهایی برای جایگاه منطقهای و جهانی پادشاهی خواهد داشت.
حتی بدون اورانیوم با درجه تسلیحاتی، رهبران سعودی ممکن است یک برنامه انرژی هستهای را به عنوان اولین گام برای ایجاد بازدارندگی در برابر کشورهای مسلح به سلاح هستهای ببینند.
این توافق همچنین به عربستان سعودی اجازه میدهد تا روابط خود را با ایالات متحده تعمیق بخشد. در طول سالها مذاکره با رهبران ایالات متحده بر سر شرایط برنامه هستهای احتمالی عربستان، این پادشاهی بارها تهدید کرده بود که با کشورهای دیگر، از جمله چین و روسیه، روی این فناوری کار خواهد کرد.
اما نیل کویلیام، متخصص سیاست انرژی خاورمیانه در موسسه تحقیقاتی چاتهام هاوس مستقر در لندن، گفت که پادشاهی عربستان سعودی به دلیل «اعتماد رهبری جوان عربستان به اینکه ایالات متحده برای دهههای آینده همچنان بازیگر ژئوپلیتیک غالب باقی خواهد ماند»، منتظر یافتن راهی برای پیشبرد روابط با ایالات متحده ماند.
ویوین نریم در تهیه گزارش از ریاض مشارکت داشته است.
وهابیهای سعودی دشمن واقعی هستند
از سال ۲۰۰۱ سیاست ما برای مبارزه با تروریستهای اسلامی، به عبارت مودبانه، نادیده گرفتن مشکل اصلی بوده است، چیزی شبیه به درمان علائم و نادیده گرفتن کامل بیماری.
سیاستگذاران و بوروکراتهای کندذهن، با نادیده گرفتن ریشهها، احمقانه اجازه دادند تروریسم رشد کند. بنابراین ما یک نسل را از دست دادیم: کسی که پس از ۱۱ سپتامبر در عربستان سعودی ("متحد" ما) به مدرسه دستور زبان رفته بود، اکنون یک بزرگسال است، به او تلقین شده که به خشونت سلفی اعتقاد داشته باشد و از آن حمایت کند، از این رو تشویق شده است که آن را تأمین مالی کند - در حالی که ما با استفاده از سلاحها و ماشینآلات پیچیده حواسمان پرت شد.
حتی بدتر از آن، وهابیها به لطف درآمدهای بالای نفتی، شستشوی مغزی مردم شرق و غرب آسیا را با مدارس مذهبی خود تسریع کردهاند .
بنابراین به جای حمله به عراق، منفجر کردن جان جهادی و تروریستهای منفرد، و در نتیجه افزایش تعداد این عوامل، آسانتر بود که بر منبع همه مشکلات تمرکز کنیم: آموزش وهابی/سلفی و ترویج عدم تحمل که به موجب آن یک شیعه یا یک یزیدی یا یک مسیحی افرادی منحرف هستند.
اگر ما کاملاً نیاز داریم که افرادی را به گوانتانامو بفرستیم، بسیار مؤثرتر خواهد بود که واعظان سلفی و روحانیون وهابی را به آنجا بفرستیم، نه فقط افرادی که تحت تأثیر آموزههای آنها قرار گرفتهاند. و اگر لازم است مشکل عمیق عربستان سعودی را اصلاح کنیم، باید با فرستادن واعظان خود به سوی آنها ، آموزش تساهل و تسامح، و توضیح مفهوم جدایی دین از دولت، شروع کنیم. یا حتی بهتر از آن، واعظان مسلمانی را که تساهل و تسامح مذهبی را ترویج میدهند (« لک دینک و لی دینی ») تشویق کنیم - به جای اینکه آنها را طرد شده ببینیم.
و اگر خشونت را اجتنابناپذیر میدانید، باید آن را به جای بازیگران جوان، متوجه تأمینکنندگان مالی خشونت در عربستان و قطر و همچنین نظریهپردازان سلفی کنید.
پینوشت: مراقب هواداران مخفی معمول داعش باشید که به نوعی آنچه اتفاق افتاده (هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان) را با یک رویداد غربی دیگر که میتواند تا جنگهای صلیبی هم امتداد داشته باشد، «توضیح» میدهند (یعنی توجیه میکنند)... در غیر این صورت، به عنوان «مغرضانه» معرفی میشوند. چنین افرادی را میتوانید از یک مایلی تشخیص دهید. برای آنها، نمیتوانید داعش را محکوم کنید بدون اینکه همزمان سعی کنید «متعادل» باشید. آنها چه کسی را گول میزنند؟ این تکنیکِ کنار هم گذاشتن مشکلاتی است که باید به طور مستقل بررسی شوند، و شما باید یاد بگیرید که با چنین افرادی با مجبور کردن آنها به بحث در مورد مشکل داعش به تنهایی، برخورد کنید.
نسیم نیکلاس طالب نویسندهی کتاب «قوی سیاه» و بنیانگذار موسسهی ریسک دنیای واقعی است .
No comments:
Post a Comment